آن از مشرق بود و شمال ديار يأجوج و مأجوج و بلاد خاقان و كيماك و اسفنجاب گذرد ، پس بعضى از نواحى خوارزم و حوالى خوارزم و حوالى ختلان ، شمال قسطنطنيه و به هيكل الزهره و اندلس گذشته به بحر اعظم منتهى مىشود .
تركستان همه بلاد ترك را گويند و حد آن در عرض از جانب شرقى از اقليم اول است تا اقليم سابع و اكثر اينها صحرانشيناند .
قاراب ولايتى است .
جند شهرى معروف بود و الحال خراب است .
كاشغر ولايتى است .
ختن شهرى است معروف .
طراز سابق شهرى بود و اكنون خراب است .
چگل شهرى است مشهور .
تاتار قومىاند از ترك در شرقى اين اقليم مىباشند .
روس گروهىاند در اين اقليم .
بغراج قومىاند بزرگ كه اصل آنها ترك است و ريش و بُرُوت ندارند .
كيماس قومىاند از ترك خوز از بلاد ترك است .
انفجاب شهرى است در شرقى تركستان .
قسطنطينيه شهر معروف است به غايت بزرگ و مسمى است به استنبول و وى دار الملك سلاطين عثمانيه است .
روميه شهرى است در غايت عظمت .
شيشوش شهرى است بزرگ و بعضى شلسوف و برخى شلسون نيز خوانند .
فرشنه از بلاد فرانج است .
فتح در اقليم هفتم
و ابتداى وى از جانب مشرق است بر بلاد يأجوج و مأجوج گذشته بر بلاد كيماس و الان و شمال بلاد خلخ بگذرد و بر جنوب بلاد ترخان و در اين اقليم عمارت كمتر است .
بلغار شهرى است معروف و در اوائل فصل صيف شفق در آنجا غائب نمىشود و كوتاهى روز در بلغار به چهار ساعت مىرسد و شب به بيست ساعت و باز برعكس مىگردد .
صقلاب ولايتى است كه در غربى اقليم سادس افتاده و وى اگرچه داخل اقليم سابع است اما پارهء از اقليم ششم نيز دارد و بعضى از سكان اين ديار از اقليم خارجاند .
يأجوج و مأجوج قومىاند كثير كه به اقصاى اراضى مشرق مىباشند ، آن طرف از سد سكندر .
باطن الروم موضعى است .
جابلقا شهرى است در نهايت مغرب .
پوشيده نماند كه در هر اقليم اماكن متعدده است در اين مختصر آنها كه مشهور و سر حدوداند مرقوم گشته ، ديگران را از قرائن و كليات كه سابق در تحقيق معرفت اقاليم بنا بر تقرر ساعات نهارى گذشت توان معلوم نمود .
چون از مبحث فلك و ارض فارغ شديم به مدعاى متن رويم و بيان تغيرات هوا كه بنا بر اسباب ارضى روى مىدهد نمائيم چنانچه صاحب كتاب مىگويد .
أما مجاورة الجبال و البحار اما اختلاف كه حاصل مىشود در هوا به واسطهء همسائيگى كوه و هامون و درياها .
فإن الجبل متى كان في ناحية الجنوب پس به درستى كه كوه هرگاه باشد در طرف جنوب شهرى .
كان هواء البلد أبرد مىباشد هواى شهر مذكور سردتر بنا بر هبوب باد شمال كه سرد و خشك است و منع هبوب باد جنوب كه گرم و تر است .
و متى كان في ناحية الشمال و هر گاه باشد كوه در طرف شمال شهرى كان أسخن مىباشد هواى آن شهر گرمتر بنا بر هبوب باد جنوب كه گرم است و منع هبوب باد شمال كه سرد است و ايضا كوه كه در شمال بلد مىباشد بواسطهء تقابل وى چشمهء آفتاب را بيشتر گرم مىگردد و شعاع انعكاسى وى مزيد حرارت آن بلد مىشود به خلاف كوهى كه در جنوب بود كه به آفتاب تقابل ندارد و لهذا شعاع از آن منعكس