الصورة رقم ( 64 ) بسم اللّه خير الأسماء
جناب مستطاب سيد الفضلاء الأطائب ، سند الأتقياء الأماجد ، الحبر الزّكى والمهذّب النّقى ، آقاى آميرزا شهاب الدين شهير بآقا نجفي ( دام تأييده )
عرض مىشود ، بحمد اللّه سبحانه ، نفسي باقي ، در اين عتاب مقدسه منزوى ، به دعاگويى ونيابت زيارة مشغولم . رقيمهء كريمه عزّ وصول يافت ، به سبب حكايت از سلامتى آن جناب ، موجب خوشنودى گرديد . عجب از پست قم دارم ، به هيچ وجه منظم نيست ! بسيار مىشود كه رقيمهء أحقر ، به جناب عالي نمىرسد ورقيمهء آن جناب ، به أحقر نمىرسد ؛ ساير بلاد چنين نيست ، پستش منظم است .
عرض ديگر آنكه چند ماه است ، متجاوز از يكصد مجلد از نوشتجات مطبوعه .
حسب الوعده به كرمانشاهان ، رساندهام كه به قم برسانند ، إلى الآن به هيچ وجه ، خبري نيست واز اين رقيمه معلوم مىشود كه نرسيده ، زيرا كه اگر مىرسيد ، مىبايست به جناب عالي وجناب فاضل برسد .
ورقهاى را كه جناب مستطاب آقاى آقا ميرزا على ساليانىگر مرودى خواستهاند ، هر وقت آينده يافتم ، در هامش مقباس الهداية ، نوشته ومىفرستم ان شاء اللّه تعالى .
ديگر آنكه بسيار محرمانه عرض مىكنم ، ميرزا يوسف مامقانى كه سابقا طرف ميل أحقر بود ، مواظب حال أو بودم ، به نحوى كه حتّى نان از كسى نمىگرفت ؛ يك مرتبه نيست شده وأحقر بىاطلاع بودهام . آمده قم كه در آنجا نوشته بگيرد ، بعد از آن خواهد رفت تهران ، به توسط شيخ أسد اللّه مامقانى ، منصبى تحصيل كند ورخت پهلوى را در اينجا مهيّا كرده ، ملتفت باشيد كه نوشته نگيرد كه أسباب تضييع صاحب نوشته خواهد بود ، غرض أو هم تضييع است ، رواجا لمطالبه الفاسدة . زيادة چه عرض كنم . عجالتا چيزى مختصرى به جهت آقا ميرزا على نوشتم ولى راضى نيستم ديگرى آن را امضا كند ، كاغذ ملك أحقر است ، راضى به تصرف در آن به نوشتن امضا نيستم والّا روز قيامت در ديوان عدل ، مؤاخذه خواهند شد .
حرّره الفاني ، عبد اللّه المامقاني عفى عنه 17 شوال 1347
رسالة أخرى مرسلة من الشيخ الجد طاب ثراه للسيد النجفي المرعشي طاب رمسه جاءت في گنجينه شهاب 1 / 89
تنقيح المقال في علم الرجال ( مسرد تنقيح المقال في علم الرجال ) — صفحة 377
مساهمون: الشيخ عبد الله المامقاني ( العلامة الثاني )
ص٣٧٧