الفاضل :
فاضلى كو همه در فكر فروع است وأصول * گاه انديشهء معقول كند گه منقول
مردمان را همه خواند بخدا وبرسول * اينهمه از پى آنست كه زر ميخواهد
الكيمياوى :
كيمياگر كه همين رنج برد در عالم * سازد از سيسهء دل در نفسي كوزه دم
خويشتن را بگذارد ز تف آتش غم * اينهمه از پئ آنست كه زر ميخواهد
الطبيب
آن طبيبى كه تراكيب ومعاجين سازد * بعبارات حكيمانه سخن پردازد
هر دم صبح بقاروره نظر اندازد * اينهمه از پئ آنست كه زر ميخواهد
الخطاط :
خوشنويسى كه شب وروز كند مشق جنون * گردنش دال وسرش وأو وتنش گردد نون
ديدهاش صاد ولبش با ودلش باشد خون * اينهمه از پئ آنست كه زر ميخواهد