مير سيد حسن مفتولبند « 1 » : از جملهء سادات رفيع الدرجات است . سلسلهء آن جناب به واسطهء سيد ركن الدّين فارسى ترقى نموده به حضرت شاه اوليا على المرتضى - عليه السلام - منتهى مىشود . در حقيقت سيدى كه در طريقهء طريقت به اين عزت رسيده باشد خبر نداريم مگر شيخ صفى الدّين صفوى و شاه نعمة الله كرمانى .
چون آن بزرگوار در زمان سلطنت عليهء صفويه ظهور كرده بود نسبت به آن جناب عزت بىاندازه مىكردند چنانكه سلطان عادل شاهطهماسب ( ! ) در ملاقات آن حضرت جايش را به او مىداد و مىفرمود كه سيد حسن مرا به جاى پدر است !
به هر حالت آن جناب سى سال تمام در مسند ارشاد نشسته در عهد سلطنت سلطان محمد بن شاهطهماسب متوجه عالم بقا شده ( 992 ) در محلهء چرنداب در جوار سيد بزرگوار مير مخدوم بزرگ لاله بستر استراحتش را گسترانيدند « 2 » .
ميرفانى : از بزرگانى دين مبين و از اجلهء آل ياسين بوده . از احوالاتش بجز اينكه در محلهء چرنداب مدفون است خبرى ديگر نداريم . گويند شعر را خوب مىگفته . شايد « فانى » تخلص آن جناب است .
هامش
( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 141 .
( 2 ) . مير حسن مفتولبند شعر را نيك مىگفته . اين مطلع از قصيدهء اوست :منم آن بلندهمت شه كشور معانى * كه سرم فرونيايد به سراى آسمانى( روضة الاطهار ، ص 141 )