حرف خامس را كه آنجا قطع كردهاند در پهلوى هم جنسش گذاريد كه جواب همانست .
ثمّ ليعلم انّ لصاحب التّرجمة أيضا ديوانا كبيرا من شعره الفائق الفارسي ، محتويا على قصائد فاخرة في المدائح والمراثى ، وقطعات لطيفة في الغزل والشّعر الفتى ، ورباعيّات طريفة في معان شتّى منها قوله :
آن شاه كه هست مقصد أهل خرد * نيكو نبود ، كه با گدا باشد بد
امروز مكن ناله نقى خواهد زد * لافى فردا ، چه مهرش از حدّ گذرد
وقوله :
از بدگهران هميشه اين غنچه دهان * بايد كه كند ، حقّه ياقوت نهان
بنمود كسيرا چه دهان زود نقى * بگشاى زبان وبر كن از وى دندان
وقوله :
دل خاك ره آن بت زيبا چه خوش است * جان در قدم آن گل رعنا چه خوش است
سوى دل وجان بيدلى چون آيد * بر هريك از آن اگر نهد پا چه خوش است
وقوله :
قومي كه مطيع أولياء گرديدند * مهر ومهشان روى بره ماليدند
دل طالب اولياست زان رو با أو * خود را مه ومهر نوع ديگر ديدند