جنازهء مغفرت اندازهاش رسانند ، از غلوى خلايق ميسر نمىشد . نعش او را در آستانهء امامزادهء واجب التعظيم و التجليل سيد اسماعيل گذاشتند و از آنجا به كربلاى معلى نقل نمودند . ارباب نظم و استعداد ، تواريخ مرغوبه در سلك نظم كشيدند . ميرصحبتى تفرشى اين تاريخ يافته بود :
آه آه از مقتداى شيعيان
ديگرى گفته بود :
حيف از مقتداى ايران ، حيف
و شيخ محمود عرب جزايرى گفته :
مات مجتهد الزمن » « 1 »
انتهى نقلا عن التاريخ المذكور .
شيخ يوسف بحرانى در اجازهء خود آورده : وفات مولانا عبد الله مذكور در سال هزار و بيست و يكم هجرى واقع شد .
8 ) امير نصير الدّين حسين بن ابراهيم بن سلام الله الحسينى [ - 1023 ] « 2 » :
جد سيد على خان مدنى و برادر سيد احمد سابق الذكر است . شيخ حر عاملى او را به « فاضل و عالم و اديب » ستوده و گفته كه سيد على صاحب سلافة العصر آورده كه امير نصير مزبور جد من است و مدح و وصف بسيار در حق او كرده و گفته كه هر دو برادر - امير نصير و برادرش سيد احمد - به سيد رضى و سيد مرتضى - عليهما الرحمة - مشابهت داشتند . و آورده كه وفاتش در سنهء ثلاث و عشرين بعد الالف واقع شد .
ايضا صاحب سلافة العصر آورده كه شيخ عبد القادر طبرى صاحب بديعيه از تلامذهء امير نصير بود و شيخ مزبور قصيدهء بديعيهء خود را در معارضهء بديعيهء ابن حجه گفته و شرحى لطيف بر قصيدهء خود نوشته .
هامش
( 1 ) . عالمآراى عباسى ، ص 859 .
( 2 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 167 ، سلافة العصر ، ص 498 ، امل الآمل ، ج 2 ، ص 86 ، رياض العلماء ، ج 2 ، ص 35 .