44 ) ملا عبد الاحد الكزازى :
صاحب كتاب مرآة الاحوال به تقريب ذكر اعلام و افاضل بلدهء كرمانشاه آورده كه « 1 » :
« از جملهء علماى آن شهر بود عالىجناب معلى القاب فضايلمآب ، عالم فاضل كامل ، آخوند ملا عبد الاحد الكزازى كه از جانب سلاطين عظام به منصب جليل شيخ اسلامى در آن بلده قيام داشت .
فاضلى بود جليل القدر و عالمى منشرح الصدر و نهايت لسّان و حرّاف ، و سليقهء تامه در علم صحبت با امراء و بزرگان داشت . چند سال قبل از اين به رحمت ايزدى پيوست » .
45 ) ميرزا احمد بن آخوند عبد الاحد الكزازى :
فرزند ارجمند ملا عبد الاحد سابق الذكر است .
مؤلف كتاب مرآة الاحوال بعد ذكر پدر نامدار او گفته « 2 » : « و خلف ارشد ارجمندش ، عالىجناب معلى القاب سلالة الانجاب علامى ميرزا احمد به حكم وراثت و فرمان پادشاه بر آن مقام ذوى الاحترام نشست و نهايت احتياط را در اجراى احكام مرعى مىدارد ، و اغلب اوقات ، امور مرافعات را به مصالحه مىگذارند ، و چندى از مستفيدان مجلس شريف مرحوم والد ماجد - طاب ثراه - بود . و صبيهء وسطى مرحوم مغفور شاهقلى بيك - عم والدهء اين فقير - در حبالهء او است و از او چند اولاد دارد : يكى عالىحضرت رفيع منزلت ميرزا ابو الحسن است و باقى اناثاند » .
46 ) ملا عباسعلى الكزازى :
به فضل و كمال بين الاقران و الامثال معروف است .
ملا شفيعا در روضهء بهيه او را به تقريب ذكر اساتذهء خود ذكر نموده و گفته : « حاج ملا عباسعلى اصلش از بلدهء كزاز است و در بلدهء كرمانشاهان سكونت داشت . وى عاملى محقق و مدقق و صاحب ذهن رسا بود . نديدهام در زمرهء مشايخ بهتر از وى در فهم و ذكا . چندى در بلدهء كرمانشاهان از خدمتش استفاده كرده قدرى از كتاب معالم الاصول و شرح كبير آقا سيد على طباطبائى خواندهام .
وى از تلامذهء آقا محمد على بهبهانى بود . در مبادى تحصيل بغايت فقر و تنگدستى گرفتار بود . در آن وقت استادش آقاى موصوف نوعى اعانت او فرمود كه خوشحال شد » .
هامش
( 1 ) - مرآة الاحوال ، ص 142 .
( 2 ) - مرآة الاحوال ، ص 142 .