144 ) آقا محمد باقر المازندرانى : « 1 »
از مجاورين نجف اشرف بود .
صاحب تكملهء امل الآمل بسيارى از مدايح و مناقب او آورده . مجملى اين است كه گفته : « آقاى مذكور ، بحر زخار علوم و دقيق النظر و عميق الفكر و حاوى انواع معارف بود . مدرسهء او دارالشفاى بيماران جهالت بود و كلمات او اشارات به طريقهء نجات از ضلالت » .
بالجمله بعد از مدايح و اوصاف بسيار مىفرمايد كه آقاى موصوف « تحصيل علوم و اكتساب فنون در سال يكهزار و يكصد و پنجاه ( 1150 ) هجرى در بلدهء اصفهان فرموده و نزد اعاظم علماى آن زمان تردد مىنمود تا آنكه فضل او در عراق عرب مشهور شد . بنده مكرر به شرف لقاى او مشرف شدم » . و نيز گفته كه : « و الآن هو دام ظله من قطان دار السلام فى مجاورة من يفتخر به سكان البيت الحرام .
نسأل اللّه الكون فى حضرته و التشرف بمشهده و حظيرته « 2 » » . انتهى .
145 ) مولانا اسماعيل التبريزى : « 3 »
صاحب تكملهء امل الآمل آورده كه : « مولانا اسماعيل تبريزى از معاريف علماى بلدهء تبريز و شيخ الاسلام آنجا بود ، و در علم و فضل هرچند متوسط بود اما در اجراى امور دين و امر به معروف و نهى عن المنكر نهايت اهتمام و تشدد داشت .
نقل است كه مولانا مردى را حكم كرد به اداى زكات و حج . و آن مرد مالدار بود . چون مؤثر نيفتاد به خدام خود امر كرد تا او را بزنند و همچنان كردند .
از عجايب حكايات مولاناى موصوف آنكه در تبريز توانگرى بسيار مالدار بود و به شدت بخل ، مال خود را نمىخورد . و زنى داشت . بعد از فوت او مولانا با آن زن نكاح كرد و جميع اموال را به رضا و اجازت زوجه به فقرا و مساكين داد و در مدرسهها صرف نمود . شنيدهام كه آن مال ده هزار تومان بود » .
انتهى ملخصه .
هامش
( 1 ) - تتميم امل الآمل ، ص 76 .
( 2 ) - تتميم امل الآمل : « حفرته » .
( 3 ) - طبقات اعلام الشيعة ، ص 59 ، تتميم امل الآمل ، ص 69 .