نور الدّين : والد راقم آثم و به علوم متداوله عالم بود . همتى عالى و جودى به كمال داشت . گنج شايگان و دولت پيشداديان را در ميزان همتش قدر سر موئى نبود و به هرچه دسترس او بود ، حتى قوت شبانهروزى خود و عيال را از ايثار به مستحقين و عجزه قصور نمىنمود . خصال حميدهاش به كمال و بغايت خوشصحبت و شيرينمقال بود . همواره به طريقهء امرا و طرز اعاظم ، روزگار گذرانيدى . در يارى مظلومان و حمايت ضعفا از اقويا و ظلمه بىاختيار بود و هرگز ابقاى بر باطل و تمكين ظالم نمىنمود . با عمال و كاركنان ديوانى به درشتى و سختى سلوك كردى . در عرض پانزده شانزده سال كه به خدمت او بودهام هرگز نديدهام كه نماز تهجد و شببيدارى از او فوت شود و يا بعد از نيمهشب در بستر استراحت باشد - اعم از صحت و مرض - و هميشه در نماز گريان بود . و حق اين است كه مراتب حقشناسى و مجاهدات او را مقامى ديگر است . در شب نهم محرم سنة تسعين بعد المائة و الالف ( 1190 ) كه در آخر آن شب وفات مىنمود بعد از اداى تهجّد به اشاره و ايما مرا طلب داشته به خواندن دعاى عديله و سور قرآنى امر كرد و با من قرائت مىنمود . پس نزديك خود طلبيد و امر به نيكوكارى و حقشناسى و ارحامپرورى كرد و فرمود : به نحوى كه من از تو خشنودم خداى از تو راضى باد ، و از اين دار بىقرار به عالم انوار پيوست و در جوار والد بزرگوارش آرميد . اسكنه اللّه فى جواره و احشره مع اجداده - مولانا قواس قطعهاى بغايت سنجيده در تاريخ دارد كه دو بيت آن به ياد است :
از دو مصرع خامهء قواس زد * سال فوتش از دو تاريخ آشكار
با نبى و عترت و اولاد او * جاى او جو از بهشت كردگار
و از او مخلف شد : سيد محمد شفيع ، سيد محمد جعفر ، سيد صادق ، سيد نور اللّه ، عبد اللطيف .
121 ) السيد رضى بن السيد نور الدّين الموسوى الجزائرى الشوشترى [ 1128 - 1194 ه . ق ] : « 1 »
از افاضل عصر و اعاظم دهر خود بود .
در تحفة العالم مسطور است : « السيد العارف البهى ، النور الباهر المضى ، السيد رضى بن سيد نور الدّين : [ وى از افاضل اصحاب عرفان و از اعلام زمان بود ] . « 2 » كسب فضائل در خدمت والد و برادر نموده به درجهء كمال رسيد . علوم ظاهر و باطن را جامع و وارستگى عجب از سيماى او لامع بود .
حواشى و تعليقات در اكثرى از كتب علمى از او ديدهام . در انشاد شعر فارسى به استقامت سليقه و
هامش
( 1 ) . طبقات اعلام الشيعة ، ص 272 ، تحفة العالم ، ص 119 ، مآثر الكرام ، شمع انجمن ، ص 38 ، سرو آزاد ، ص 223 ، الذريعة ، ج 9 ، بخش اول ، ص 87 .
( 2 ) - تحفة العالم ندارد .