اهتمام او مقرر شد . ( مؤلف )
شرح
( 237 ) - حاج ميرزا عبد الحسين بعد از پدرش امامت و تدريس و رياست مسجد شاه را تا ماه رجب يكهزار و سيصد و چهل و هشت دارا بود ، و چون مصرف خيرات جدّ او به دست او مىشد در مجلس درس او غالب فضلا و طلاب اصفهان حاضر مىشدند ، و هركدام را موافق مقامات علميّهء خود از وجه خيرات شهريه مىداد ، در حدود پانزده قران الى شش تومان . و به اين جهت مجلس درس او نسبت به ساير مجالس درس اصفهان اهميتى داشت ، هرچند كليهء حاضرين اين محضر دعوى استغناء و عدم استفاده داشتند . تا در همين ماه رجب بعد از سى و پنج سال عمر وفات نمود . ( مؤلف )
( 238 ) - حاج آقا نور اللّه در اوايل سنهء هزار و سيصد و چهل و شش كه در اصفهان دولت شروع به گرفتن نظام اجبارى نمود و اهالى اصفهان بر مخالفت آن تعطيل عمومى نمود و نهضت بزرگى داشتند ( چه قريب دو ماه و نيم زمان تعطيل عمومى امتداد يافت ) ، كليهء علماى اصفهان را او وادار ساخت به مهاجرت و تمركز نمودن در قم تا علماى ساير بلاد ايران نيز در آنجا مجتمع شدند و با دربار طهران مشغول مذاكره گرديدند . نيز به موجب رياست و برترى كه بر سايرين داشت به قم رفت و پس از مذاكرات بسيار و مساعدت دولت و ترفيه اهالى اصفهان ساير علماى به دربار رفته اظهار تشكر نموده به اصفهان معاودت كردند ، ليكن حاج آقا نور اللّه در اينجا مبتلاى به عود امراض سابقهء خود از حميات عفنه و حبس البول كه منشاء آن ازدياد گوشت در مجرى مىشد ، گرديده معالجات سابقهء معمولهء او در اثر تغيير آبوهوا بىنتيجه مانده ، در قم غرهء شهر رجب هزار و سيصد و چهل و شش وفات نمود . ( مؤلف )
( 239 ) - تولّد سيّد جعفر سنهء هزار و نود در اصفهان شده . در ابتداى تكليف مىخواسته است به مجلس درس مجلسى حاضر شود و به سبب درنيامدن ريش او و سادگى صورتش از ورود ، ممنوع بوده ، تألّم او را از اين بابت ، مريم بيگم شاهزاده خانم صفوى شنيده قدرى روغن كه از خصايص خانوادهء سلطنت بوده جهت او مىفرستند ، و پس از ماليدن به چند روز فاصله ، صاحب ريش مىشود و در مدرّس حاضر مىشود . سيّد به