آشفته
مردى است آگاه ، با اصحاب ذوق و عرفان در صحبت و معاشرت همراز و همراه . اغلب موزونانش در مناقب ائمه طاهرين ( ع ) و [ ى ] از معاصرين ناصر الدّين شاه [ بوده است ] از اوست در مطارحه 7 با غزل خواجه گفته است :
از ازل قبلهء صاحبنظران روى تو بود * عارفان را همه محراب دل ، ابه روى تو بود
دام دلهاى پريشان و بلاى جانها * سنبل پرشكن و نرگس جادوى تو بود
آفرين
اسمش زين العابدين ، اهل اصفهان ، وفات او در سنهء هزار و صد و بيست و پنج « * » ، از اوست :
ز كشتيم خبرى نيست اينقدر دانم * كه تختهء پارهء چندى به ساحل افتاده است
آقا احمد ( 1224 - قرن 13 )
فرزند آقا محمّد على كرمانشاهى فرزند آقا [ محمّد ] باقر اصفهانى بهبهانى .
مؤلّف مرآة الاحوال شرحى راجع به خانواده خود مىنويسد خلاصه اينكه :
وقتى آقا محمّد على فرزند آقا محمّد باقر بهبهانى از كرمانشاه مىخواسته است عبور كند اهالى كرمانشاه و مخصوصا اللّه قلى خان زنگنه حكمران كرمانشاه كه سابقه بر مراتب فضل و علم او داشتهاند در مقام خواهش برمىآيند
هامش
( * ) مجمع الفصحا ، ج 2 ، ب 1 ، ص 165 .