تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
آن فلك هشتم است منطقه اين فلك را به سيصد و شصت جزو متساوى قسمت نموده‌اند و هر جزوى را درجه خوانند و هر درجه را به شصت قسمت نموده‌اند و قسمتى را دقيقه نامند و هر دقيقه را به شصت حصّه ساخته‌اند و هر حصه را ثانيه كويند و كذلك ثانيه و ثالثه و رابعه و خامسه و سادسه تا بعاشره و هر سى درجه را برجى نام كرده‌اند و عدد بروج دوازده است در اين نظم اسامى آنها مذكور است قطعه
برجها ديدم كه از مشرق برآوردند سر * جمله در تسبيح و در تهليل حىّ لا يموت چون حمل چون ثور و چون جوزا و سرطان و اسد * سنبله ميزان و عقرب قوس و جدى و دلو و حوت
علامت رقم اين بروج را در تقويم ثبت مىكنند و از اين قطعه نيز معلوم مىشود قطعه
از حمل صفر الف ز ثور نشان * ب ز جوزا و جيم از سرطان از اسد دال و ان و سنبله ه * وز ميزان شناس و عقرب ز قوس ح ط نشان جدى نهاد * دلوى ى الف به ماهى داد
بدانكه طول بروج از مشرق به مغربست و عرض آن از نقطهء شمال تا نقطه جنوب چنانچه طول هر برجى سى درجه است و عرض هر برجى صد و هشتاد درجه كه نصف دوره است اين تقسيم دوازده برجست و عدد صور متوهّمه در فلك هشتم چهل و هشت مىباشد دوازده صورت در نفس منطقه و بيست و يك صورت در سمت شمال منطقه است و پانزده صورت در طرف جنوبى آنست اسامى همهء ايشان در رنج و كتب مبسوطه مسطور است اختلاف كرده‌اند حكما كه آيا اين صور حقيقىاند يا موهومى بعضى كفته‌اند كه حقيقىاند و جمعى بر آن رفته‌اند كه موهومىاند و سه صورت ديكر غير از اين كواكب توهّم نموده‌اند كه اضافه است بر اين چهل و هشت كه جمله پنجاه و يك صورت باشد امّا اثرى از آنسه صورت بر ايشان ظاهر نشده و معلوم ايشان شده كه اين صور حقيقى مىباشند و زياده از اين چهل و هشت صورت تصوّر نتوان نمود

فصل در كواكب سبعهء سيّاره و بيوت كواكب

ابو نصر فراهى در يك بيت كواكب سبعه را درج نموده است بيت
قمر است و عطارد و زهره * شمس و مريخ و مشترى و زحل
وى ابتدا از قمر كرده كه قريب‌تر است از ساير كواكب بر زمين و شماره افلاك را بعضى از منجّمان از فلك قمر كرفته‌اند

قمر

در فلك اوّل مىباشد و در اين فلك به غير از قمر هيچ كوكب نيست

عطارد

در فلك دويم است و غير از عطارد در اين فلك كوكب نيست

زهره

در فلك سيّم است و به غير از زهره در اين فلك كوكب نيست

شمس

در فلك چهارم است و به غير از شمس در اين فلك كوكب نيست

مرّيخ

در فلك پنجم است و در اين فلك غير از مريخ كوكب نيست

مشترى

در فلك ششم است و در اين فلك به غير از مشترى كوكب نيست

زحل

در فلك هفتم است و در اين فلك غير از زحل نيست

ثوابت

در فلك هشتم است و نزد اهل شرع فلك هشتم كه جميع ستاركان در اوست عبارت از كرسى است

فلك اطلس

وى فلك نهم است و به زبان شرع او را عرش خوانند و در ان هيچ ستاره نيست ازاين‌جهت او را فلك اطلس كويند و حركت شبانروزى ازوست و جميع افلاك در ميان اوست و او همه را حركت مىدهد بدانكه مزاج قمر سرد و تر است و مزاج عطارد ممتزج يعنى با هر كوكب كه بياميزد طبع آن كوكب را كسب كند و زهره كرم و تر است و شمس كرم و خشك و مريخ نيز كرم و خشك و مشترى كرم و تر است و زحل سرد و خشك قمر دورهء را در بيست و هفت روز و ثلث شبانروزى سير مىكند و برجى زياده از دو روز و كمتر از سه 3 روز سير مىنمايد عطارد يك دورهء فلك را قريب يك سال طىّ مىكند زهره يك دوره را قريب يك سال طى مىنمايد شمس در مدّت يك سال كه آن سيصد و شصت و پنج روز و پنج ساعت و چهل و هشت دقيقه است يك دوره را سير مىكند مرّيخ در دو سال الّا يك ماه و نيم تقريبا يك دوره تمام مىكند مشترى در يك سال يك برج را تقريبا طى مىكند زحل در دو سال و نيم تقريبا يك برج سير مىكند و هر دوازده ماه و نيم چهار ماه و نيم راجع باشد و مشترى در سيزده ماه چهار ماه راجع باشد و مرّيخ در هر يك سال و ده ماه و نيم يك ماه راجع باشد و زهره در هر يك سال و هفت ماه و نيم يك ماه و نيم راجع باشد و عطارد در هر صد و
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 50 | زين العابدين شيروانى