مكر آنكه در انكار انبياء و اولياء دم زده هيچ شخصى خسر الدّنيا و الآخرة نكشته مكر آنكه تخم عداوت اولياء در زمين دل خود كشته نظم
تا دل مرد خدا نامد به درد * هيچ قومى را خدا رسوا نكرد
اكر بنا بر مصلحتى يا اتمام حجّتى مهلتى يافتند عاقبتالامر با هزاران زحمت و فضيحت بدار الجزا شتافتند نظم
لطف حق با تو مداراها كند * چونكه از حسد بكذرد رُسوا كند
ملعون كرديدن شيطان و غرق شدن قوم نوح ( ع ) بطوفان و مبتلا كشتن نمرود بعذابهاى نامعدود و غرق شدن فرعون به دريا و بقتل رسيدن يهود و هلاك شدن قوم هود و معدوم كشتن امّت لوط و شعيب و صالح و انقراض يافتن دولت بنى اميّه و بنى عبّاس و ساير آنها همكى بسبب قتل انبياء و اولياء و يا بجهة اهانت و اذيّت رسانيدن آنها بود و ملوك عجم قرب چهار هزار سال سلطنت نمودند و طريق عدل و داد پيمودند و چون با انسان كامل عداوت ورزيدند و تيغ بر روى اولياى دين كشيدند لهذا بارىتعالى ايشان را برانداخت و خاندان آن جماعت را نابود و ناچيز ساخت و علّت انقراض دولت خوارزمشاهيان قتل مجد الدّين بغدادى بود و منقرض شدن سلطنت چنكيزيّه قتل نفوس كامله سبب نمود و نهايت رسيدن دولت آل تيمور قتل محمّد مؤمن ميرزا باعث شد و چون شاهان شيروان و ملوك تركمان به خاندان صفويّه عداوت كردند و بعضى از ايشان را بقتل آوردند لاجرم حكومت ايشان دركذشت و چون سلطان حسين ميرزاى صفوى بامر اولياى دين خصومت كرد لهذا دمار از روزكار خود برآورد و دولت صفوى را منقرض كشت و چون نادر شاه بعضى اولاد شيخ صفى الدّين قدّس سرّه را قتل نمود و جمعى دوستان خدا را اذيّت فرمود لاجرم دولت افشار چون شعلهء خس و خاشاك به زودى فرونشست و چون ملوك زنديّه بعض عارفان باللّه را اذيّت و اهانت كردند بنابرآن منقرض شدند مثنوى
كر بكويم شرح او بىحد شود * مثنوى هفتاد من كاغذ شود
حاصل آنكه قوام عالم و نظام بنىآدم بوجود انسان كامل منوط و امور جزوى و كلّى جهان و جهانيان بذات كامل الصّفات او مربوط است
لولاك لما خلقت الأفلاك
بر اين معنى كواه است و آيهء كريمهء
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
شاهد اين مدّعاست و بر طبق
المؤمنون كنفس واحدة
و به فحواى
علماء امّتى كأنبياء بنى اسرائيل
و بر وفق
العلماء ورثة الأنبياء
و به حكم
شيعتنا من نورنا
كروه مؤمنان و عالمان اجزاء انسان كاملند و بمصداق
يا على انا و انت ابوا هذه الأمّة
زمرهء متابعان اولاد نفس كلّند و از كلام معرفت انجام انسان كامل معلوم مىشود كه اكر كسى فرزند كسى را بكشد البتّه پدر بقصاص پسر قاتل را بقتل رساند و اكر معترض كويد كه در بلاد ختاء و ختن و هند و فرنك و روم و زنك صاحبان ايمان نيست پس باعث انقراض دولت ايشان چيست جواب كفته مىشود بوجوه متعدّده نخست آنكه ممكن است مؤمنى در ولايت مخالفى ساكن شده و بموجب خبر
استر ذهبك و ذهابك و مذهبك
مذهب خويش را از بيكانه مخفى كند و بمضمون
التّقيّة دينى و دين آبائى
عمل نمايد نظم
چونكه جفت احولانم اى صنم * لازم آمد احولانه دم زنم
چون سر و كارم به طفلان درفتاد * همزبان طفلكان بايد كشاد
و ديكر آنكه بسا باشد كه پرتو ايمان بر دل بعضى از آن طايفه بيفتد و حقيقت انسان كامل او را دريابد و از اهل بيتش كردد و بمصداق كشف الأسرار كفر سرّ ايمان خود را پنهان دارد مانند مؤمن آل فرعون و غيره و ديكر چون خلاف ملّت طريق عدل و داد پيمايند و بيكانهء مذهب خويش را اذيّت ننمايند و نكويند اين كافر است و آن مسلمان و اين مؤمن است و آن بىايمان لهذا دولت ايشان بر دوام و سلطنت آن كروه مستدام است و اكر متعرّض كويد كه اين اذيّت رسانيدن و ايذاء نمودن و اهانت كردن را انسان كامل فرموده و ما را بر اينها امر نموده است جواب كفته مىشود كه انسان كامل صراط مستقيم و صاحب مطمئنّه نفس و قلب سليم است و بر وفق آيهء
وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى
از خيال نفسانى مبرّا و بر طبق اسلم شيطانى بيدى از تسويلات شيطانى معرّاست و در مكتبخانهء
ادّبنى ربّى باحسن تاديب
ادب يافته و بمصداق
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
پرتو قرب بر جان و دلش تافته و بكحل الجواهر
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
چشمش بينا و به فحواى
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
دلش دانا كشته و به حكم
ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
از راى و كمان سخن نكويد و بامر
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى
كار بندد خليفهء يزدان