اعجاز را ساحر خواندند و كاهى آن سردفتر صدق و صفا را بكذب متّهم داشتند و لواى جهل و نادانى برافراشتند و كفتند
أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ
و در سال پنجم شهر رجب بعض از صحابه به حكم آن حضرت بديار خته هجرت نمودند و هم در اين سال كفّار قريش از آن حضرت و بنى هاشم و از اهل ايمان جدائى كردند و در سال ششم از بعثت حمزهء رضى اللّه عنه در سلك اهل ايمان انتظام يافت و معجزه شق القمر بروايتى در اين سال روى داد و مدّت سه سال از جور اهل ضلال در شعب ابو طالب تشريف داشت و در سال نهم بعضى از قبايل عرب مسلمان شدند و در سال دهم ابو طالب علم عزيمت بصوب آخرت برافراشت و بعد از سه روز خديجه حرم آن حضرت كذاشت و در سال يازدهم عايشه را خطبه فرمود و سوده بنت زمعه را نكاح نمود آنكاه به طايف تشريف برد و بعد از دو ماه و دو روز از آنجا روى توجّه به مكّه آورد و در اثناى راه جمعى از جنّيان بر آن حضرت ايمان آوردند و آن حضرت به زينهار مطعم بن عدى بن نوفل بن عبد مناف داخل مكّه شد و هم در آن سال به ماه رجب از خانه امّ هانى قضيّه غريبه معراج روى داد و آن قضيّه در شب اتّفاق افتاد بعضى كويند كه از سراى خطير الورى يا بيت المقدس ببيدارى بود و عروج بر طبقات سماوات بخواب بود و ظاهر آيهء كريمهء
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى
مؤيّد مقالست و اكثر اكابر سلف و خلف بر آن رفتهاند كه معراج خاتم الانبياء در بيدارى بود و روح مطهّر آن سرور به رفاقت آن جسد معطّر از مكّه به بيت المقدّس و از آنجا عروج به اوج سماوات نمود و آيهء كريمهء
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
مؤكّد اين حالست و آن شب كه بهتر از روز دلفروز بود هفت آسمان و عرش و كرسى و سدرة المنتهى را طى نمود و ديد آنچه ديد
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
و چشم از حق نكردانيد
ما زاغَ الْبَصَرُ وَ ما طَغى
و طرفه نشانى مشاهده نمود و
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
و از غرايب كردكار بسيار ملاحظه فرمود
وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى
و كفتهاند كه ارواح زمرهء انبياء عظام را مشاهده كرد و در هريك از آسمان يكى از انبياء را به نظر درآورد مرويست كه رفتن و بازآمدن حضرت رسول ( ص ) بمعراج در عرض سه ساعت از شب وقوع يافت و بعضى چهار ساعت نيز كفتهاند و هم در اين سال نماز پنج وقت فرض كشت و در سال دوازدهم و بروايتى يازدهم در مكّه شش نفر از اهل مدينه بر آن حضرت ايمان آوردند اسامى ايشان اينست اسعد بن زراره و عوف بن حارث و رافع بن مالك و جابر بن عبد اللّه و قطبه بن عامر و عقبه بن عامر بن حديد و چون اين شش نفر به مدينه مراجعت نمودند خبر بعثت آن حضرت را با سكنهء يثرب در ميان آوردند و ذكر آن حضرت در آن ولايت اشتهار يافت و نور ايمان و اسلام بر وجنات احوال بسيارى از ساكنان آن ديار تافت و در سال دوازدهم از بعثت دوازده كس از اهل مدينه به مكه شتافتند و در عقبه ملازمت آن حضرت را دريافتند و بشرف اسلام مشرّف شدند و در سلك انصار منتظم كشتند و از دين پدران خود دركذشتند و در سال سيزدهم از بعثت آن حضرت از مكّه به مدينه هجرت نمود و در ماه جمادى الاوّل همين سال سلمان فارسى مسلمان شد و هم در اين سال نماز ظهر و عصر و خفتن كه دو ركعت بود چهار ركعت فرض كشت و نماز شام و صبح به حال خود بماند و منصب مؤذّنى بر بلال قرار كرفت و عقد مواخات ميان اصحاب رسول ( ص ) انعقاد يافت و براى هريكى از صحابه يكى را مقرّر نمود و به حضرت امير ( ع ) فرمود كه
انت اخى فى الدّنيا و الآخرة
و هم در اين سال حضرت نبوى ( ص ) با عايشه زفاف نمود و در سال دويّم از هجرت روزهء رمضان فرض شد و صدقه فطر واجب آمد و قبله از طرف بيت المقدّس به طرف كعبه تحويل يافت و تزويج سرور اولياء و سيّدة النّساء بوقوع پيوست و آيهء
لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ
منسوخ كشت و به حكم
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا
آن حضرت بجهاد مأمور كشت نظم
كمر بست بر قتل اعداى دين * چه كفتش خدا اقتل المشركين
و در آن سال جهاد بطن النّخله روى داد و شكست بجانب كفره افتاد و غنيمت بسيار بدست اهل اسلام آمد و خمس غنيمت مقرّر شد و غزوهء بدر نيز در آن سال بوقوع انجاميد و هفتاد نفر از بزركان قريش بقتل آمدند و هفتاد نفر ديكر دستكير شدند و غنايم