الْكافِرِينَ
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
و النّار للعاصين و ان كان سيّدا قرشيّا
تفاوت ندارد زيرا كه مثال ايشان نار است پس علوى بودن او نه در كار است ديكرباره پرسيدم
الصّالحون للّه و الطّالحون لى
چه معنى دارد در جواب فرمود اين خبر ضعيف است زيرا كه اكر علوى قتل نفس كند يا نعوذ باللّه ردّه كويد و زناى محصنه نمايد البتّه صاحب شرع به او مسامحه نكند و حدود اللّه را بر آن عاصى جارى كرداند و از آن نكذرد و اكر خبر صحيح باشد معنى ديكر دارد و در اين باب سخن بسيار است كه تقرير همه سياق اين كتاب نيست و السّلام على من اتّبع الهدى
ذكر لندن
بضمّ لام و سكون نون و ضمّ دال و سكون نون ثانى دار الملك جماعت انكليس از طوايف فرنك و از اقليم هفتم و بقولى هشتم است و آن جزيره كونه است بهغايت معمور و مشتهيات آنجا موفور است كويند هفتصد هزار باب خانه در اوست و مواضع چند مضافات اوست مردمش همكى عيسويند و از شدّت برودت هوا ميوه در آنجا نمىشود و حبوب و غلّاتش را از ساير بلاد بهآنجا آورند راقم نديده امّا مردم آنجا مشاهده كرديده است شهر لندن محتاج بتفصيل است و چون راقم براى العين نديده لهذا كرد تفصيل آن نكرديد بيت
چرا عاقل ره ناديده پويد * قلندر هرچه كويد ديده كويد
ذكر لنبان
بر وزن جنبان محلّهايست در اصفهان و آن در خارج شهر اتّفاق افتاده جائى خوب و محلّى مرغوبست قرب دو هزار خانه در اوست و مزارع چند مضافات اوست و هوايش بهغايت نيكوست باغات فراوان دارد و اكثر ساكنان آنجا لرند طايفه و كدخدايان معتبر از آنجا برخواستهاند و به زيور كاردانى و كفايترسانى آراستهاند مكرّر ديده شده
ذكر لواسان
از محال مازندران و بقولى از توابع طهرانست قراى معموره و دهات مشهوره دارد همكى در جبال شامخه اتّفاق افتاده آبش خوشكوار و هوايش سازكار و مردمش شيعىمذهب و كوهىمشربند
ذكر لوكر
بر وزن خوكر بلوكى است از بلوكات كابل و سمت جنوب دار الملك واقع و اطراف بعضى قراى آن واسع است آب روان و باغات فراوان دارد و در آن ديار كوهى است و در آن كوه غاريست و آن غار از عجايب روزكار است راقم ديده كويند از بناهاى رستم زال است
ذكر لوحان
بلوكى است از بلوكات هندوستان و از توابع پنجاب فرقهء از جماعت افغان بدان ولايت منسوبند كه ايشان را لوحانى كويند راقم نديده
ذكر له
مهمل آن مه است ولايتى است از ولايات فرنك و سمت شمال و مشرق روم ايلى واقعست كويند آب و هواى آنجا از اكثر بلاد فرنك امتياز دارد و مشتملست بر بلادآباد و نواحى بهجت بنياد و قراى بسيار و مواضع بيشمار از اقليم ششم و مردمش عيسويند و چيست ممتاز در آنجا سازند و در اكثر بلاد ايران و غيره مصرف مىرسانند راقم نديده و نه مردم له مشاهده كرديده است
ذكر ليه
بكسر لام و فتح ياء و سكون هاء قصبهايست از قصبات پنجاب راقم ديده امّا اكنون در نظر نيست كه در كدام سمت پنجاب واقع شده
كلشن بيست و چهارم در بيان حرف ميم
بر ضماير فضيلت مد اثر عارفان معارف اخبار و بر خاطر معرفت مآثر ناهجان مناهج آثار پوشيده و مستتار نخواهد بود كه غلام شاه ولايت و بندهء مير هدايت مريد خواجه قنبر الحاج زين العابدين بن اسكندر در حرف ميم امصار بسيار ديده و ديار بيشمار شنيده است مشهورترين آنها مذكور مىشود
ذكر ماهان
بر وزن شاهان قريهايست از قراى كرمان و محلّى است بهجت توامان در زمين هموار واقع و اطراف آن واسع است آبش از قنات و هوايش مسرّت آياتست و قرب پانصد باب خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست باغاتش فراوان و ميوهاش ارزان و سمت مشرق كرمان اتّفاق افتاده و مسافت هفت فرسخ دور و مرار فيض آثار شاه نعمت اللّه ولى قدّس سرّه در آنجا مشهور و مطاف طوايف اناث و ذكور است و مردمش همكى شيعىمذهب و اكثر ايشان بىادبند اكر فصلى از احوال خجستهمان جناب شاه نعمت اللّه قدّس سرّه در اين مقام بيان شود مناسب خواهد بود
ذكر قطب العارفين و قدوة الواصلين السّيّد نور الدّين نعمة اللّه ولى نوّر اللّه مرقده
آن جناب مظهر آيات و مجمع كرامات بود و در علوم ظاهرى و باطنى كسى به آن جناب برابرى نمىنمود در تكميل ناقصان و تربيت