سيّم و هوايش كرم و آبش از كاريز و قرب دو سه هزار باب خانه در اوست و چند بلوك معمور مضافات اوست نخلستانش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزانست مردمش همكى شيعىمذهب و حكّامش طايفهء عربند و در عدل و داد درجهء عالى دارند و از فسق و فجور و ظلم و جور احتراز لازم شمارند و مردمش عموما خالى از مردمى نباشند آن شهر در زمين هموار واقع و اطرافش واسع حاصلش خرما و تنباكو و كندم و جو و پنبه ديده شده
ذكر طخارستان
ركن اعظم خراسان و محتويست بر بلاد فراوان و محدود است از مشرق بولايت بدخشان و از مغرب بملك هرات و از جنوب بجبال زابل و كابل و از شمال بملك توران جميع بلادش از اقليم چهارم آبش خوب و هوايش مرغوب اكثر بلادش بطريق معهود مذكور مىشود و بعضى مذكور شده دار الملك آن ديار قبّة الاسلام بلخست
ذكر طرسوس
بلدهايست مأنوس از بلاد شام و مضافات جند قنسرين و بلدهايست دلنشين آبش خوشكوار و هوايش سازكار و باغاتش بسيار و سكنهاش قوم عرب و اكثر شافعىمذهبند اكرچه راقم داخل آن بلده نكرديده امّا قرب و جوارش رسيده است
ذكر طرابزون
ولايتى است بهجت مقرون از ولايات جانيك و از ملك اناطولى طرف شمالش بحر اسود است جنگل فراوان دارد و كتان خوب از آنجا حاصل مىشود مردمش اغلب حنفى مذهب و خوشمشربند و ديكر نصارى از اقليم چهارم و بقولى پنجم هوايش ملايم آبش سالم و خاكش خالى از رطوبت نيست از فواكه فندق فراوان دارد راقم مردم طرابزون بسيار ديده و بصحبت ايشان رسيده است
ذكر طرابلس مغرب
شهريست عظيم و بلدهايست از قديم در تصرّف اولياء ملك روم است اغلب مردمش حنفى مذهب و تركزبان و مهربانند راقم نديده و بصحبت اهلش رسيده است
ذكر طرابلس شام
مدينهايست بهجت مشام وى در كنار دريا واقع و سمت مشرقش به كوه اتّصال دارد قرب ده هزار باب خانه در اوست و نواحى چند مضافات اوست و رود بزرك در آنجا جارى و بر جميع عماراتش ساريست باغاتش فراوان و حبوب و غلّاتش ارزانست خاكش ابريشمخيز و هوايش طربانكيز مردمش قوم عرب و اكثر حنفى مذهب و ديكر نصارايند و ساير فرق نيز دارد آن شهر از جند دمشق است
ذكر طنجه
بر وزن رنجه است از بلاد مغرب و سكنهاش قوم عرب و اكثر مالكى مذهب از بلاد قديمه مغربست راقم مردم طنجه بسيار ديده و بصحبت ايشان رسيده خالى از شجاعت و مروّت نباشند
ذكر طور
جبلى است مشهور در قرآن مجيد چند جا مذكور است و جبل عظيمالشّأن و كوه بلند مكانست راقم چند يوم در آنجا بوده و عرض حاجات به دركاه قاضى الحاجات نموده اميد صادق و رجاء واثق است كه از عين عنايت و كرم بىنهايت اجابت فرموده باشد
ذكر طوس
شهريست مأنوس از شهرهاى خراسان بوده روزكارش چنان خراب نموده كه بجز قريهء آبادى ندارد و قرب سى خانه در اوست كويند آن شهر را جمشيد بنا نموده و بعد از خرابى طوس بن نوذر بعد از مراجعت از قلعهء كلات و كشتن فرود و تشويش از كيخسرو آنجا را تعمير نموده بنام خود موسوم ساخت از اقليم رابع در دامن كوهى واقع و سمت مشرق و مغرب و جنوبش واسعست تا زمان خلافت مأمون از خلافت ايّام مصون بود و چون حضرت امام الهمام علىّ الرّضا عليه التّحيّة و الثّناء در قريهء سناباد بياسود يوما فيوما عمارت طوس روى به ويرانى نمود و قريه سناباد شهرى شد اكنون آنجا را مشهد مقدّس خوانند در حرف ميم خواهد آمد جمعى كثير از اهل فضل و كمال و ارباب و جد و حال از آنجا ظهور كردهاند از عرفاء شيخ ابو القاسم كوركانى و شيخ احمد غزّالى و ابو بكر نسّاج و از علماء ابو جعفر محمّد و خواجه نصير و ابو حامد محمّد غزّالى و فردوسى شاعر از آنجا بودهاند راقم آنجا را مشاهده كرده است
ذكر طهران
اكنون دار الملك ايرانست قديم الزّمان قصبه بوده از توابع ملكراز و طرف شمالش كرفته و سه طرفش باز و نسبت به ساير نواحى رى به خوبى آب و هوا موصوف و به كثرت باغات و بساتين معروف در زمين هموار اتفاق و اكثر مشتهياتش مهيّا و آماده است شاه طهماسب بن شاه اسماعيل صفوى باروئى بر آن كشيده و در وسعت و عظمت آن كوشيد و كريمخان زند بر عمارت آن افزود و در كثرت و جمعيّت آنجا سعى نمود و اكنون قرب پنجاه سال مىشود كه تختكاه ملوك قاجار و سلاطين نامدار است مسكن ارباب دولت و ثروت و مأمن اصحاب حشمت و شوكت و محلّ ازدحام و جمعيّت است قرب دوازده