اخلاصش شدى * نوح كى خركاه بر جودى زدى
كر نمىكشتى عطاى او دليل * ز آتش نمرود چُون رستى خليل
پرده كردى بر نيفكندى ز كار * كى شدى نور ولايت آشكار
كر ولايت مىنكشتى آشكار * كى شدى ذات خدا آيينهدار
آيينهء ذات خدا دانى كه كيست * آنكه اوصاف خدا با وى يكيست
رهنماى هر نبىّ و هر ولى * مظهر ذات خدا يعنى على ع
انبياء طفل دبستان ويند * اولياء كُلهاى بُستان ويند
عرش اعظم پايكاه پست اوست * دست موسى آستين دست اوست
باد تا مهر است زيب آسمان * باد تا سرو است زيب بوستان
بر روان او و آل طاهرين * صد هزاران رحمت از جانآفرين
كفت پيغمبر كه دانش كن طلب * خواه در چين خواه در شام و حلب
كن طلب از مهد تا وقت لحد * علم روزان و شبان با جهد و جد
علم را ز افواه مردان ياد كير * هرچه غير از قول مردان باد كير
مرد كبود آنكه از دنيا كذشت * آنكه از دنيا و ما فيها كذشت
جز خدا از هركه بينى پا كشيد * رخت از خشكى سوى دريا كشيد
آنكه از ياد خدا آتش فروخت * اوّلين دم هستى خود را بسوخت
آرزوى خويش بر يكسو نهاد * بر بساط لطف حق پهلو نهاد
اين كروه رند ربا نيستند * ديكران مردان اين ره نيستند
بيشهء شيران نه جاى روبه است * خرمن آتش نه مأواى كهست
خود نه جولانكاه خفّاش است اين * منظر مهر ضياپاش است اين
چونكه منزلكاه رندانست اين * بهر زاهد طرفه زندانست اين
چُون سخن از حلقهء مردان رسيد * پس قلم بايد بهر دفتر كشيد
هركه در راه طريقت ره رود * بايد از پيران ره آكه شود
پس نكارم نسبت اين سلسله * از دل شيران برآرم ولوله
كرچه از مردان اين ره نيستم * پيرو پيران ربّانيستم
تا بود جان چاكر اهل دلم * مهر ايشانست در آبوگلم
بر در پيران اين ره بندهام * من سك اين آستان تا زندهام
كر بخوانندم سك اين آستان * پاى بكذارم بفرق فرقدان
بنده دركاه سلطان ولى * چاكر اهل صفا ثابت على
چون رخ از هر دوجهان برتافتم * اين لقب از پير كامل يافتم
پير كامل قطب كردون كمال * مظهر حق مهر درياى وصال
در شريعت پيشواى اهل دين * در طريقت مرجع اهل يقين
آنكه از جام وفا مست على است * در كشاد كارها دست على است
پير شه مستعلى شاه ولى * هست شاه فر و مجذوب على
آنكه مثلش مادر كيتى نزاد * پير كردون مثل او نارد به ياد
پير مجذوب آن امام خافقين * مظهر نور على باشد حسين
پير آن سلطان حسين شاه ولى * هست فيّاض جهان نور على
پير آن نور على شاه فريد * هست معصومعلى شاه شهيد
پيروى آمد على شاه رضا * مصطفى المجتبى المرتضى
پيروى آن صاحب تمكين بُود * ماه اوج فخر شمس الدّين بود
پير شاه شمس دين محمُود بُود * كآدمآسا خلق بردندش سجُود
پير محمُود آن شه فرد ودود * شاه شمس الدّين ثالث آنكه بُود
هم محمّد نام و هم احمدنژاد * پيروى سلطان كمال الدّين راد
آن عطيّة اللّه ثانى كه بود * مخزن اسرار سُبحان ودود
شاه شمس الدّين ثانى پير اوست * مغز عرفان او برآورده ز پوست
هست پير شمس دين پاكزاد * شه حبيب الدّين محبّ اللّه راد
مير شمس الدّين محمّد پير اوست * در طريقت رهنما و مير اوست
پير شمس الدّين فخر كاملين * شه خليل اللّه بُود برهان دين
پير برهان كز همه ره آكهست * شه كمال الدّين عطيّةاللّهست
پير كمال الدّين كه دانى شه بود * شه حبيب الدّين محبّ اللّه بود
پير وى برهان خليل اللّه بُود * كش درين ره نعمة اللّه ره نمود
آنكه اندر هر ولى شد منزلش * كرنه جاى اوست كى خوانم دلش
از جناب نعمة اللّه ولى * تا بشمس الدّين ثالث منجلى
جملهاند از آل شاه خافقين * شهسوار دشت جانبازى حسين
پير وى را دان به وجه نافعى * شيخ عبد اللّه شاه يافعى
پير عبد اللّه شاه راستين * شيخ صالح بود مرد پاك دين
پير صالح آنكه خود معروفى است * آن شه كامل كمال كوفى است
پيروى باشد شه فرد شهيد * مخزن اسرار يزدان بو سعيد
پير شيخ بو سعيد آن شاه راد * هست بو مدين ولى پاكزاد
شيخ بو مدين آن امام نيكنام * بود ابو مسعود آن عاليمقام
پيروى كز وى جهانى مات بُود * مايهء بركات ابو البركات بُود
پير بو البركات ابو الفضل كزين
بستان السياحه ( فارسي ) — صفحة 350
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٣٥٠