همين پرداختها ، نثر او را مشكل مىكند ، اما ذوق وفا آن را تا حدود زيادى به نثرى شاعرانه و پرآرايه تبديل مىكند كه خاطر مخاطب را نمىآزارد . اينكه گفتهاند نثر فرزندش - صفا - در تذكره « انجمن روشن » ساده و روان و فارسى يكدست است و غلظت نثر پدر را ندارد « 1 » ، بخشى از آن نيز حاكى از همين ذوق و استعداد خانوادگى شاعرانه است كه اطلاعات و سواد پدر در آن نيست .
دستور زبان تذكره و آرايهپردازى آن نيز مانند وجه غالب سبك بازگشت ، تقليدى است از سبكهاى گذشته نثر كه بعضى از خصوصيات آن را به قرار زير در خود دارد :
1 - حذف فعل به قرينه متأخر ( به شيوه امروزى ) .
2 - كاربرد « ى » استمرارى در پايان به جاى « مى » در آغاز فعل مثبت و منفى .
3 - كاربرد افعال بر سياق و وزن افعال عربى .
4 - كاربرد برخى از قيود مركّب به شيوهء خاص .
« به چند روز از آن بيش ، به دستيارى آلات حجّارى ، در بنيان آن كوه كيوان شكوه ، رخنهها گذاشتند « 2 » » .
5 - كاربرد زياد فعلهاى وصفى .
6 - تتابع اضافات ، تنسيق الصفات ، اضافههاى تشبيهى متعدد ، سجع ، موازنه ، جناس ، مراعات النظير .
7 - مطابقه صفت و موصوف مانند زبان عربى :
مراتب عاليه اجتهاد ، ترقيات لايقه ، عامّهء صحبه ، سنّت سنيه ، ترقيات عظيمه ، ذريه طاهره ، ولايت كليه
8 - جمع با « ات » .
9 - بسامد پسوند « آسا » . « مسكوتآسا « 3 » » ، « بهارآسا « 4 » » ، « ذرّهآسا » « 5 » .
10 - توزيع ( حرفآرايى و صوتآرايى ) .
11 - ارسال المثل ، تمثيل ، تلميح و استناد به اشعار عرب .
12 - طنز
هامش
( 1 ) - ر ك : طباطبايى ، محيط : مقدّمه تذكرهء يخچاليه ، ص ط
( 2 ) - مآثر الباقريّه ، ص 249
( 3 ) - پيشين ، ص 101
( 4 ) - پيشين ، ص 199
( 5 ) - پيشين ، ص 203 و 206