از متن بالا ، بيش از دوسه پيام صحيح نمىتوان اخذ كرد و بقيه جملهها يا گزافهگويى است و يا براى عبارت پيرايى و تسجيع و تقافى جملات ، كنار هم رديف شده است . اما وفا در مآثر گويد :
« اسمش ، هاشم غسال ، زادهء محله چهارسوق شيرازيان است ، صورتى است عجيب و هيبتى مهيب . از لون روى و موى ، به اهالى اقصى ممالك روس اشبه است و از اينكه مادهاش از كافور مستعمل والدش ، متكون گرديده وجودش دليلى موجه . . . نعامه قامت ، بوم شامت ، حواصل رنگ ، خرچنگ چنگ ، خفّاش چشم ، خرگوش پشم ، پيل توان ، گراز دندان است . دو لبش كه گويى با لبان شتر در يك مشيمه توليد كرده و با مكرعج ( مشك ) از يك پستان شير خورده ، به واسطهء خروج انيابش ، يكديگر را هرگز ملاقات نكردهاند . كاش والدينش چنين مىبودند . . . به مضمون كريمهء
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » *
در خلقتى چنين و صورتى بدين رسم و آيين ، از مبدأ فيّاض على الاطلاق ، طبعى موزون و سليقهاى به صفا مقرون ، افاضت رفته كه در طباع كمتر كسى در موزونان معاصرين مشهود آمده . بااينكه به واسطهء كراهت منظرش ، احدى از اهل بيتش خود را راضى به تعليمش نكرده و پىسپار هيچ دبستانىاش نياوردهاند . با عدم خط و سواد و تتبع در اشعار شعرا ، افكارش در كمال رزانت و اشعارش در نهايت متانت است . . . « 1 » »
همان گونه كه ملاحظه مىگردد ، تتماجى از انبوه پيامها و اطلاعات را به ملح مطايبت آميخته و در عين حال از صنعتپردازى و موازنهسازى نيز غفلت نكرده است و در زمينه اين سفرهء رنگين ، حتى چهره و اندام رونق را نيز مىتوان مرتسم ديد - كه از زيادهپردازىهاى طنزگونهء آنكه بگذريم - بيهقى گونه بر پردهء خيال نقش مىكند .
اغراقهاى تذكره نيز در قياس با اقرانش - به استثناى چند مورد خاص مثلا در مورد صبا - چندان از خط عقل و عادت و عرف نمىگذرد . توضيح آنكه تذكرهنويسان معاصر وفا عموما ، به عادت معمول و مألوف ، زندگىنامه هر شاعرى را به گزافههاى دور از ذهن و عقل مىآراستند كه « بهجز مجاملهء بىوجه ، حكايت از هيچ نكته دگر نداشت . « 2 » » و تكرار آنها گاهى اين تذكره را به كليشهنوشتههايى خستهكننده بدل مىكرد . دكتر حميدى شيرازى ، مشكل اين نوع تذكرهها را در مداهنه و سجعبافى براى زندگىنامهء افراد ، به « زيارتنامهاى حفظ شده « 3 » » تشبيه مىكند كه در
هامش
( 1 ) - مآثر الباقريّه ، صص 151
( 2 ) - زرّينكوب ، دكتر عبد الحسين : نقد ادبى ، ج 1 ، ص 270
( 3 ) - شعر در عصر قاجار ، صص 17 - 16