سررشتهء عمر بود كوتاه * پيوند به زلف يار كرديم
آيينه غبار برنتابد * از هستى خود كنار كرديم
بسيار قلم شكستهسر شد * تا نامه سياهكار كرديم
محمّد على ماهر
- در فنون سخنورى مهارت نيكو داشت . هر صبح آنقدر گلهاى مضامين رنگين از چمن طبعش مىشكفت كه در جيب خاطر و دامن فكر گلچينان سخن نمىگنجيد و هر شام آن مايه ماه مطالب روشن از مشرق ضمير منيرش طلوع مىكرد كه در مشاهدهء آن ، ديدهء روشنضميران خيرگى مىنمود . از مدّتى فقر اختيار داشت و گوشهء قناعت را توشهء راه حيات ساخته بود ، امّا اكثرى از امراى عالىمقدار ، صحبت او را خواهان بودند و به تلاشها دولت مواصلتش حاصل مىنمودند . و للّه درّ قائله :
آن كو به قناعت آشنا شد * منظور تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ شد
و آن كو ره حرص و آز پيمود * مقهور تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ شد
محمّد على در اصل هندوپسر است و در اكبرآباد توطّن داشت . پدرش در سركار ميرزا جعفر معمّايى كه از ثقات اهل ايران بوده است ، نوكر بود و همواره با پدر آمدورفت مىكرد .
روزى نظر ميرزا جعفر بر وى افتاد و از لوح ناصيهاش رقم استعداد خوانده ، به لطائف خاطرش را از دين آباء بگردانيد و به شرف اسلام مشرّف نموده ، چون لا ولد بود ، او را متبنّاى خود ساخت و در تربيتش نهايت جهد مبذول داشت ، امّا پس از فوت ميرزا جعفر به لباس فقر درآمده ، چون بوى تشيّع در دماغش پيچيده بود ، صحبت دانشمندخان كه در مذهب خويش تعصّبى هرچه تمامتر داشت ، اختيار نمود و تا آخر عمرش با وى بود ؛ پس از رحلت او انزواى مطلق گرفت و از خانه برنيامد تا آنكه به خانهء گور شتافت ، و كان ذلك فى شهور سنة ألف و تسع و ثمانين [ 1089 ] .
امّا دانشمندخان ، نام اصلى وى ملّا شفيعاست . فاضل متبحّر بود . در هنگامى كه على مردانخان قلعهء قندهار را به مدد طالع به ملازمت صاحبقران ثانى پيشكش نمود ، ملّا شفيعا به رسم تجارت به هندوستان آمد و آوازهء فضيلت وى به سمع مبارك پادشاه رسيد ، ملّا عبد الحكيم سيالكوتى را كه بهتر از او در هند نشان نمىدادند به مباحثه فرمود و سعد اللّه خان را كه به شرف وزارت سرفرازى داشت ، متميّز ساخت . آوردهاند كه هر دو فاضل را در واو عطف 119
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
گفتگوى طولانى روى داد ، آخر برابر ماندند ؛ از آنروز پادشاه به تربيتش متوجّه و چون خاطر على مردانخان نيز در ميان بود ، در مدّتى قليل به منصب پنجهزارى و خطاب دانشمندخانى سربلند فرمود . گويند كه خان مذكور در آخر عمر به علم