كما لا يخفى و ان الافعال 1 ) انما تدل على قيام المبادى بها 2 ) قيام صدور 3 ) او حلول 4 ) او طلب فعلها 5 ) او تركها 6 ) منها 7 ) على اختلافها 8 ) ازاحة شبهة 9 )
1 ) علت خروج افعال از محل بحث ، خلاصه بحث تا اينجا يك كلمه شد و آن اينكه افعال و مصادر ، جرى بر ذات نداشته لذا داخل در مسأله مشتق نيستند .
2 ) ذوات
3 ) مثل ضرب
4 ) مثل علم
5 ) مبادى . مانند فعل امر مانند صلّ كه مثال براى فعلهاى انشائى مىباشد .
6 ) ترك مبادى ، مثل فعل نهى مانند لا تصل
7 ) ذوات
8 ) مبادى . مثل فعليت ، شأنيت ، صناعه و ملكه و . . .
[ اشكال جناب آخوند مبنى بر داخل بودن زمان در موضوع له افعال ]
9 ) در اين قسمت از عبارت مرحوم آقاى آخوند درصدد رد يكى از مطالبى است كه نحويين بر آن اتفاقنظر دارند ، آنها در تعريف فعل اجماع دارند و مىگويند : الفعل ما دل على معنى فى نفسه مقترن باحد الازمنه « 1 » آنان قائلند كه افعال دلالت بر زمان دارند و زمان در موضوع له افعال دخيل است ولى جناب آقاى آخوند قائل به اين نظريه نبوده و آن را اشتباه مىدانند و براى رد اين نظريه نحويين دو دليل و دو مؤيد اقامه مىكنند .
دليل اول : دخيل بودن زمان نه از ماده افعال فهميده مىشود و نه از هيئت آنها
اما بحسب ماده دلالت بر زمان ندارند ، زيرا ماده فقط دلالت بر نفس طبيعت مهمله مىكند و هيچگونه خصوصيت ديگرى از آن فهميده نمىشود مثلا ضرب كه ماده
هامش
( 1 ) - شرح رضى جلد 4 صفحه 5