لان هذه يصدق عليها 1 ) ام الزوجه ، لانه 2 ) لا يشترط فى المشتق بقاء المشتق منه 3 ) هكذ هنا . . . من ابتناء الحكم فيها 4 ) على الخلاف فى مساله المشتق .
فعليه 5 )
1 ) كبيره دوم
2 ) شأن
3 ) مشتق
4 ) كبيره دوم
5 ) تا به حال چندين بار عرض كرديم ، مشتق اصولى ، كلمهاى است كه داراى دو ويژگى باشد ويژگى اول اينكه جرى بر ذات داشته باشد دوم اينكه با از بين رفتن آن ، ذات باقى باشد .
مرحوم آقاى آخوند در ابتداى مقدمه اول از بحث مشتق گفتند كه مشتقاتى داخل در حريم بحث هستند كه جرى بر ذات داشته و آن وصف عنوانى ، منتزع از ذات باشد مانند ضرب كه ما آن را از ضارب انتزاع مىكنيم و بر ذات حمل مىنمائيم حال در اينجا نيز همان تعبير را به بيانى ديگر دارند و مىگويند مشتق اصولى ، مشتقى است كه از ذات انتزاع شده ولى خارج از ذاتيات ذات باشد يعنى آن وصف عنوانى كه ما مىخواهيم بر ذات حمل كنيم نبايد جزء ذاتيات ذات ، نظير جنس و فصل به حساب آيد مثلا ناطقيت و حيوانيت را نمىتوان جزء مشتقات اصولى به حساب آورد چون از ذاتيات ذات به حساب مىآيند و همچنين نبايد جزء لوازم ذات باشد مانند زوجيت براى عدد زوج ، و سر اين مطلب هم از همان مطالبى كه در اول مقدمه سيزدهم در ذيل ويژگى دوم براى مشتق اصولى بيان كرديم معلوم مىشود زيرا چنين عناوينى با از بين رفتن آنها ، ذات نيز از بين
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٣٤٠