تارة 1 ) بان يكون 2 ) داخلا فيما يأتلف منه 3 ) و من غيره 4 ) و جعل جملته 5 ) متعلقا للامر ، فيكون جزا له 6 ) و داخلا فى قوامه 7 ) ، و اخرى 8 )
قسم سوم : آن شئى در مصداق بنحو جزئيت دخالت دارد و باعث تشخص و تحقق خارجى مأموربه مىشود و فرقى نمىكند كه باعث نقصان يا كمال آن مصداق شود مانند قنوت و تكرار ذكر ركوع و سجود براى نماز كه باعث مزيت و كمال نماز مىشود و همچنين مانند تكتف كه براى نماز مكروه بوده و ثواب نماز را كم مىكند .
قسم چهارم : آن شئى ، در مصداق بنحو شرطيت دخالت دارد و مانند قسم سومى فرقى نمىكند كه باعث كمال يا نقصان آن مورد شود مثل جماعت يا خواندن نماز در مسجد براى نماز كه باعث فضيلت و كمال نماز است و همچنين مانند خواندن نماز در حمام كه باعث قلت ثواب نماز مىشود . توضيحات بيشتر در مورد اين چهار قسم در خلال بحث خواهد آمد .
1 ) قسم اول
2 ) شئى
3 ) شئى . و فرقى نمىكند كه آن شئى امر وجودى باشد يا عدمى
4 ) شئى
5 ) آن كه از آن شئى و غير آن تأليف يافته يعنى همان مأموربه .
6 ) مأموربه .
7 ) مأموربه . يعنى آن شئى جزء آن مأموربه بوده و باعث قوام آن مىشود .
8 ) قسم دوم . كه شئى ، شرط مأموربه بوده و از ماهيت آن خارج مىباشد .
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 266
مساهمون: الآخوند الخراساني
ص٢٦٦