خامسها 1 )
[ مقدمه پنجم : پيرامون معناى « حال » در بحث مشتق مىباشد ]
مقدمه پنجم پيرامون معناى « حال » در بحث مشتق مىباشد ، مرحوم آخوند در همان سطر اول مقدمه سيزدهم فرمودند ( اختلفوا فى ان المشتق حقيقة فى خصوص ما تلبس بالمبدأ فى الحال او فيما يعمه . . . )
[ منظور از كلمه « حال » چيست ؟ ]
اصوليين در معناى « حال » نظريات مختلفى دارند برخى قائلند كه مراد از حال در بحث مشتق حال تلبس است ، بعضى ديگر مىگويند مراد از آن حال نطق است و بعضى ديگر مىگويند منظور حال نسبت و جرى مىباشد .
حال تلبس : حالى است كه ذات واقعا و در نفس الامر متلبس به صفت بوده و ممكن است بر هريك از زمانهاى سهگانه ماضى ، مضارع و حال تطابق داشته باشد مثلا زيد الآن يا در گذشته يا در آينده مشغول زدن بوده است .
حال نطق : حالى است كه متكلم به آن تكلم مىكند و آن را بر زبان جارى مىنمايد و زمانى است كه در مقابل زمان ماضى و مضارع قرار دارد زيرا حال نطق فقط در زمان حال اتفاق مىافتد و متكلم نمىتواند در زمان ماضى و يا مضارع تكلم كند .
حال نسبت : حال نسبت حكميه و تشكيل قضيه است كه ما مشتق را بر ذات حمل مىكنيم ، و مىتوان آن را حال اطلاق و جرى مشتق بر ذات دانست و مانند حال تلبس مىتواند در هريك از زمانهاى سهگانه اتفاق بيفتد مثل كان زيد ضاربا و همين طور در زمان حال و آينده
نكته : كلماتى مثل كان و سيكون و . . . در قضيهها دلالت بر حال اسناد داشته ، و كلماتى مثل غدا و امس ، در آن مبين حال تلبس مىباشد .