[ « 338 » ] لازمى كيشى
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] لازمى كيشى ، اسمش سلطان قلى بود و به درس هدايه ، به مشاركت اين كمينه حاضر مىشد ، آخر الامر وفات نمود . طبع خوب داشت و اين مطلع از گفتار اوست :
مطلع :
ز تاب مى چو در مجلس رخت افروختن گيرد * طريق روشنايى شمع از او آموختن گيرد
[ 339 ] [ لايقى بخارايى ]
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] لايقى بخارى ، شاگرد ملّا پيروى است ، به زراعت اشتغال داشت و گاهى شعر مىگفت و اين رباعى را به خود نسبت مىكرد :
رباعى :
سوداى سر بىسروسامان يكسو * اندوه و غم و محنت دوران يكسو
انديشهء خاطر پريشان يكسو * اينها همه يكسو غم هجران يكسو
هامش
( 338 ) . لازمى كيشى ، سلطان قلى ، شاعر تاجيك سدهء دهم هجرى . از زندگانى وى جز اين دانسته نيست كه از شاگردان مطربى سمرقندى بوده است : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 2 / 101 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 743 .