تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
و از جمله اشعار ميرزاى مذكور كه معانى او روشن و قريب به فهم است ، اين مطلع است :
شب به شمع پنهانى گفتم آتش جان را * درگرفت و گريان شد چاك زد گريبان را

[ 266 ] [ رستم نقّاش ]

[ متوفى 1005 ق / 1596 م ] رستم ، از نقاشى صاحب وقوف بود و به ملّا رستم نقاش شهرت داشت ، بىفضيلتى نبود و اين فقير ، روزى چند پيش او تذهيب مىورزيد ، بسيار تعليم مشفقانه مىنمود . طبع نيكو داشت و اين غزل نتيجهء طبع رنگ‌آميز اوست : غزل :
ماييم فسانه در غم عشق * ماييم يگانه در غم عشق سوزيم دوصد جهان به يك دَم * از آه شبانه در غم عشق از تير ملامتيم دلريش * گشتيم نشانه در غم عشق اى دل چه زنيم دست و پايى * چون نيست كرانه در غم عشق « رستم » چو تو نيست در دو عالم * رسواى زمانه در غم عشق