[ 263 ] قامتى بلخى
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] قامتى بلخى ، از شعراى نوخيز اين عصر بوده و تحصيل مىنموده و از وجه زراعت ، اسباب معيشت به هم مىرسانيده . طبع خوب دارد و گفتارش خالى از لطافتى نيست و اين غزل رنگين ، از گفتار نمكين اوست :
غزل :
چو هست چشم تو در ملك فتنه شاه اجل * اسير يك نگه اوست صد سپاه اجل
فريب چشم تو اى دشت نازپيمايى است * كه مىزند به نخستين نگاه راه اجل
قتيل غمزهء آن قاتلم كه ننديشد * به عرصهگاه قيامت ز دادخواه اجل
چنان ز مجمر دل آتشى برانگيزم * كه تا به حشر نرويد ، دگر گياه اجل
شدى به قيد بتى « قامتى » كه از غيرت * ربوده است عتابش ، ز سر كلاه اجل