اشعار فارسى نيز ، دارد و اين مطلع از آن جمله است :
مطلع :
شبى گرم از دل پرخون گذشتى * از اين درياى آتش چون گذشتى
و اين دو بيت نيز ، از گفتار اوست :
بيت :
ذوق وصال اگر نشناسيم دور نيست * اوقات ما هميشه به هجران گذشته است
* * *
به بزمت رشك غيرم كُشت نتوانم كه برخيزم * پس از عمرى من غمديده را روز وصال است اين
* * * و له :
منم كه قافلهسالار كاروان غمم * مسافر ره صحراى محنت و المم