سوگند خوريد امامت خواهم كرد و الّا فلا ! همه سوگند خوردهاند . بعد از آن رفته امامت كرده ؛ چون سر به سجده نهاده ، قطعا سر برنداشته و چون مدّت مكث متمادى شده ، قوم به جان آمده ، گفتهاند : اگر نمردهاى چرا سر برنمىدارى ؟ گفته : اى قلتبانان اگر اجرت « 1 » امامت مرا مىدهيد فبها و الّا تا مفارقت جان از بدن سر از سجده نخواهم برداشت .
ملّا سابقى به قدر ، نظمى مىگفت و اين مقطع گفتهء اوست :
مقطع :
« سابقى » از سابق الخيرات شو * در طريق دردمندى مات شو
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( اجرهء ) .