[ « 168 » ] لطيفى هروى ،
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] لطيفى هروى ، به سنّ شيخوخه رسيده بود . روزى در موسم شكوفه ، اين مطلع را گفته ، به مخدومى حسن خواجهنثارى آورده :
مطلع :
در ديدهء پرخون من است آل شكوفه * گرديده به رنگ دگر امسال شكوفه
فقير به مخدومى گفتم : كه اگر مصراع ثانى را اينچنين خوانده شود كه : « يا گشته به رنگ دگر امسال شكوفه » ، قيد ديدهء پرخون نيك مىآيد و الّا هيچ فايدهاى به اين قيد متفرّع نيست . حضرت مخدومى اقبال نموده ، امر به جواب اين غزل فرمودند ، فقير در همان مجلس اينچنين تتبّع نموده ، به عرض رسانيدم :
جواب :
از عكس رخ يار شده آل شكوفه * آتش به چمنها زده امسال شكوفه
تا در چمن آمد مه من بهر نظاره * چسپيده به هرشاخ به چنگال شكوفه
گويا كه قيامت شده در باغ ز صرصر * پرّان شده چون نامهء اعمال شكوفه
بنگر كه چسان ميوهء بيضه ز محبّت * چون مرغ گرفته به تَهِ بال شكوفه
رو « مطربيا » مىخور از آن پيش كه گردد * در دهر هوا تيره و پامال شكوفه
از شعراى معاصر به جواب اين غزل ، مبادرت نموده بودند و اين نسخه ، متحمّل ايراد آنها نمىنمايد .
هامش
( 168 ) . خرابات خراب ، الف ، ص 151 ؛ فرهنگ سخنوران ، 2 / 790 ؛ تاريخ نظم و نثر در ايران ، 1 / 347 .