[ 134 ] حسرتى شهر سبزى
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] حسرتى شهر سبزى ، در سمرقند و بخارا تحصيل نموده ، بىفضلى نبوده و با وجود اكتساب فضايل ، توجّه خاطر به گفتن اشعار نيز ، مىگماشته . اشعار خوب دارد و اين غزل از گفتار دلپذير اوست :
غزل :
عشق سيمرغى است قاف قلب من مأواى او * درد آهويى است دشت سينهام صحراى او
اى خوش آن شامى كه محنتها كشم از هجر يار * مژدهء و صلى رسد در اول فرداى او
ساغرى دارم به كف هان غير اگر مردى بيا * سونش الماس باشد دُردى صهباى او
گر به شيون لب گشايد دل چو صور اوّلين * مىسپارند اهل عالم جان ز واويلاى او
« حسرتى » را گو كه مخروشد ز استيلاى درد * ياد آشوب قيامت مىدهد غوغاى او