دامى است گسترانده اجل در فضاى دهر * بيرون نجسته است از اين دام هيچكس
اى « مطربى » به روح شريف لطيف او * پيوسته مىفرست دعا را به هرنفس
يا رب به حق حرمت جود و عطاى تو * بادا غريق رحمت بىمنتهاى تو
مخفى نماند كه مراد از اين تاريخ كه به رمز ادا شده هزار و دوازده سال و سه ماه و چهارده روز است .
[ 84 ] هيچى هروى
[ متوفى 1000 ق / 1592 م ] هيچى هروى ، مردى آزاده بود و پيوسته طريق قناعت و رياضت را مىپيمود و به جوايز و مرسوم خلايق ، اصلا التفات نمىفرمود و همواره گرسنگى را شعار خود ساخته ، از بسيار خوارى ، اجتناب مىنمود . گاهى چنان بود كه دو روز و سه روز ، روزهء وصال مىداشت و نفس را ، بدينگونه گوشمال مىداد ، با وجود گرسنگى بسيار ، ضخيم « 1 » الجثّه و توانا بود .
نظم :
هرگز نبود طبيب حاجت * در گرسنگى و بينوايى
زيرا كه نوشتهاند در طب * الجوع دواء كلّ داء
بشر حافى « 2 » گفته است كه اگر گرسنگى ، متاعى باشد كه در بازار بفروشند ، عارف را شايد كه بجز از وى چيزى نخرد و نخورد .
قطعه :
چو مرد گرسنه را سيم و زر به دست افتد * يقين بدان كه ز بازار غير نان نخرد
هامش
( 1 ) . در اصل : ( زخيم ) .
( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( خافى ) .