نداشت . تحفة الابرار فى كرامة الاخيار در مناقب نظام الاولياء از مصنفات اوست .
از * وى آرند كه روزى بملازمت نظام الاولياء درآمدم مستقبل قبله چشم بر آسمان دوخته بر چارپايهاش ديدم . خوف بر من غلبه كرد كه وقت نازك آمدم . نه ياراى بازگشتن داشتم [ 119 ] و نه قوت ايستادن . بر جاى خود فروماندم 1 و هيچكس از خادمان نبود . پس از ساعتى نظام الاولياء بلرزيد و به خود آمد و دست بچشمهاى 2 مبارك ماليد و گفت : تو كيستى ؟ نام خود گرفتم 3 .
مرحمت فراوان نموده پيش خواند * . او * را فرزندى بود 4 خواجه قطب الدّين حسن نام كه خلعت خلافت از نصير الاولياء شيخ نصير الدّين محمود پوشيده بود . قبر پدر و پسر در جوار روضهء منورهء نظام الاولياء است .
خواجه ابو بكر شبلى 5
قدس سره
دوست * و مصاحب و همنشين قديمى سلطان الاولياء بود 6 و با آن حضرت عهد و پيمان داشت كه چون در ذات شريف تو كه آثار انسان كامل از وى ظاهر شدنى است ، آن اسرار آشكار گردد مراسم بيعت و ارادت بتقديم رسانم . بعد از آنكه سلطان الاولياء از ملازمت فريد الحق مرخص شده 7 بازگشت و بركات بزرگى وى عموما و خصوصا پيدا آمد ، خواجه ابو بكر وعده را بجلوهگاه وفا رسانيد 8 و در سلك مريدان آن حضرت داخل شد و در دهلى وفات يافت و قريب بحظيرهء شيخ خود مدفون شد .
مولانا جمال الدّين دهلوى قدس سره *
از حلقهبهگوشان درگاه نظام الاولياست و بصفت كمال استغراق و استهلاك موصوف بود و شيخ نظام الدّين اوليا 9 [ 120 ] بارها در حق وى فرمودى : جمال وى 10 را وقتى پيش مىآيد 11 كه در آن هنگام غير حق چيزى در نظرش نمى در آيد . خوابگاه او در جوار روضهء منورهء نظام الاولياست .
خواجه كريم الدّين سمرقندى قدس سره *
وزير * سلاطين ديار خود بود . چون سعادت ازلى يار او شد ترك همه