اين بگفت و نعرهها از خلق برآمد بعد از آن دوسه بار اين دو مصراع خواند .
آنگاه گفت : اى مسلمانان ! دو مصراع ديگر اين رباعى ياد نمىآيد ، چكنم ؟
اين سخن بطريق عجز بگفت چنانچه در جمع اثر عظيم كرد . پس قاسم مقرى آن دو مصراع ديگر به ياد داد 1 :
پردرد دلى به خاك در خواهم شد * پرعشق سرى ز گور برخواهم كرد 2
منقول است * كه 3 وقتى 4 در دهلى امساك باران شد ، غله كمياب گشت .
چون مردم بر دعا و زارى خود اثرى مترتب 5 نديدند به خدمت او 6 هجوم آورده درخواست باران نمودند ، اجابت نموده بر منبر برآمد . از آستين خود دامنى بيرون آورد . رشتهء از آن جدا كرده گفت : خداوندا بحرمت آنكه اين رشتهء دامنى ضعيفهايست كه هرگز چشم نامحرم بر وى نيفتاد 7 و به حق سرى كه صاحب اين با تو داشت از اثر بخشايش بارانى فرست و اگرنه من سر بصحرا نهم و بآبادانى در نروم . همان دم ابرى پيدا آمد 8 و چندان باريد كه هر طرف سيلابها روان شد .
قبر والدهء شيخ نظام الدّين ابو المؤيد كه بىبى ساره * نام داشته 9 پهلوى نمازگاه كهنه است . تواند 10 بود كه قبر آن جناب * نيز [ 37 ] در جوار آن 11 باشد .
و اللّه اعلم !
شيخ 12
برهان الدّين محمود ابن ابى الخير اسعد البلخى قدس سره
بوفور علم و دانش موصوف بود و جامع علوم شريعت و طريقت و بصفت وجد و سماع اتصاف داشت و از اكابر علما و اعاظم دانشوران و حقشناسان وقت سلطان غياث الدّين بلبن بود و بعالم شعر نيز ميلى داشت . اين شعر بوى منسوبست 13 :
بيت 14
گر كرم عام شد رفت ز برهان عذاب * ور به عمل كار شد وه كه چها ديدنى است *
مشارق * حديث نزد مصنف گذرانيده و اگرچه به ظاهر نسبت ارادت او به هيچيكى 15 از اوليا اللّه 16 معلوم نيست اما فى الحقيقت 17 نظر قبول و گشايش علوم وى از