آن لحظه كه خويشان همه بيگانه شوند * اميد كه آن لحظه به خويشم بخشى
خداوندا ، ملكا ، ديّانا به حرمت پاكان درگاهت كه قالب ما را به توفيق هدايت ، كردار ده ، و قلب ما را از تلقين عنايت ، گفتار بخش ، نورى ده كه ظلمت جرايم را به باد بردهيم ، علمى ده كه به حصول آن به عمل صديقان رسيم .
رباعيّه
يا رب دل پاك و جان آگاهم ده * آه شب و گريهء سحرگاهم ده
در راه خود اوّل ز خودم بى خود كن * و آنگه بىخود ز خود ، به خود را هم ده
امّا المقدّمة
در بيان فضيلت علم فصاحت و بلاغت و تفضيل شعرا بر اصحاب صناعت . بر رأى عالم افروز ناظمان لآلى بلاغت و ضماير خجسته مآثر صيرفيان جواهر براعت ، مختفى و محجوب نيست كه آدمى به شرف قوّت نطق و تميز ، از اصناف حيوانات بهتر است و گرنه در وجود بر جميع موجودات باز است ، و از بزرگى سخن است كه بارى ، عزّ اسمه ، به پيغمبران - عليهم السلام - سخن فرستاد و ايشان را بدان گرامى كرد و درجهء بزرگ نهاد .
شعر
گر بُدى گوهرى وراى سخن * او فرود آمدى به جاى سخن
و رسول - صلى اللّه عليه و آله - فرموده است كه : جمال الرّجل فصاحة لسانه ، يعنى نيكويى مردم به فصاحت زبان است . امام ناطق جعفر بن محمد الصادق - صلوات اللّه عليه - مىفرمايد : « ما انعم اللّه على عبد نعمة اكثر ممّا اعطاه اللّه فى اللّسان فصاحة و فى الكلام حلاوة » ، يعنى خداى تعالى بنده را نعمتى ندهد بزرگتر از آنكه او را فصاحتى بدهد در زبان و حلاوتى در سخن . و سخن موزون در ميان كلام آدميان گوهرى است در كمال طراوت و صفا و رفعت ، و منزلت اشعار فصاحت انتما امرى است بغايت ظاهر و پيدا . خرد خردهشناس را نقدى رايجتر از او به دست درنيايد و طبع فضيلت اقتباس را صورتى زيباتر ازو روى ننمايد ، و يكى از دلايل علوّ مرتبت شعر و شعرا و سموّ منزلت سحرپردازان سخنآرا آن است كه فصحاى