ازين چرا دلتنگ « 1 » مىباشى كه بهجا آوردن سنت حبيب من عين عبادت است و فرمان برداشتن كدخداى خويش از واجبات اسلام است ، و اتيان واجب نيز عبادت بزرگ است . و مقصود از درويشى عبادت است « 2 » و مخالفت نفس است « 3 » . اين معنى در كدخدايى بيشتر است . بىبى دست نياز در حضرت بىنياز « 4 » برداشت و گفت : كريما و رحيما ! مخالفت نفس چگونه شود ؟ بلكه « 5 » متابعت نفس مىشود . دوم باره آواز آمد كه : اى صفيه ! چون مخالفت نشود كه شيطان رجيم « 6 » در تو راه نيابد و نفس تو تقاضاى التقاى ختانين « 7 » به نامحرمى نكند . چون اين « 8 » بشنيد ، ربنا ظلمنا گفت بعده در فرمان شوهر شد .
با وجود خدمت شوهر خود ، عبادت سحرى كه قيام ثلث شب است از دست نمىداد . و شوهرش به اين رضا داده بود و خودش « 9 » نيز به اين عامل بود . و بىبى تهجد بىترك به سورهء يس ادا مىكرد ، و باقى نوافل چون اشراق و استخاره و چاشت و فى زوال و اوابين و صلات منور الابدان كه چهار ركعت است ، پيش از دخول در فراش كه اتمام عبادت روزانه به اين است ، هرگز قضا نكردى .
اتفاقا روزى به خانه مهمانى « 10 » آمد . بىبى برخاست و به طبخ مشغول شد . شوهرش در پختن طعام بسى اضطراب كرد . از فرمان وى نتوانست تجاوز كرد . نماز فى زوال عند الضرورة ترك شد .
بىبى سه روز عزا داشت ، و ياران او آمده عزا رسانيدند . شوهرش گفت : اى بىبى ! از براى ترك نافله اين همه عزا داشتى ، واى اگر « 11 » يكى از فرزندان تو بميرد ، حال تو چگونه شود ؟ بىبى گفت : اى شوهر ! يقين بدانكه اگر هر دو به اتفاق بروند مقدار عشر اين نخواهم غمگين شدن ، زيراكه آنها « 12 » امانتاند و من امانتدار . در بردن « 13 » امانت ، امانتدار را چه صنع و چه اختيار ؟ اين بگفت و سخت گريست .
درين حين « 14 » آواز آمد كه : اى صفيه ! اين همه اندوه مكش كه خداى تعالى كريم است ، به كرم عميم خود عفو كناد . اين ندا كه به گوش آمد شكر بهجا « 15 » آورد همان زمان « 16 » عزا بر طرف كرد . و سالى چند برين گذشت ، و بىبى را اطفال غلبه كرد . از هاتف آواز آمد كه : اى بىبى ! گاهى به غزل و ريشتن چرخ مىتوان مشغول شد ، كه اطفال برهنه و گرسنه نمانند « 17 » . اگرچه حق سبحانه و تعالى رزاق است ، و ليكن
هامش
( 1 ) - ب ، ت : تنگدل
( 2 ) - ب : - فرمان برداشتن . . . عبادت است
( 3 ) - ب ، ت : - است
( 4 ) - ت : بىنيازى
( 5 ) - ت : بلك
( 6 ) - ب : - رجيم
( 7 ) - الف ، ب : خطانين
( 8 ) - ب : - اين
( 9 ) - الف ، ت : و شوهرش
( 10 ) - ت : مهمان
( 11 ) - ب : - اگر
( 12 ) - ب : اينها
( 13 ) - ب : بودن
( 14 ) - ب : - حين
( 15 ) - الف : - بجا
( 16 ) - ب : - همان زمان
( 17 ) - ب : اطفال برهنه نمانند و گرسنه