اما اين مقدار هست كه در تابوتم كنيد و نماز بگذاريد آنگاه توقف كنيد ، و تابوت من هرجا كه « 1 » قرار گيرد آنجايم « 2 » دفن كنيد . اين بگفت و جان به حق تسليم نمود « 3 » . درويشان لباسهاى « 4 » نفيس پوشيدند و به اهل مكه خبر كردند . اكثر اعيان مكه جمع آمدند و مصلحت حضرت شيخ را راست ساختند ، و در جنازه كردند . تيمنا و تبركا نعش مبارك حضرت شيخ را دستبهدست برداشتند و در ميان صفا 62 و مروه 63 نماز كردند ، و زمانى توقف كردند . تابوت حضرت شيخ دو قدمرو از زمين بالا برآمد و روان شد و رفت « 5 » و در ميان گورستان بقيع فرود آمد . همه دانستند كه شيخ را منزل آخرت در مدينهء « 6 » معظمهء حضرت رسول بوده است صلى الله عليه و سلم . و اهل مدينه ازين واقعه « 7 » خبردار شدند . بهفور « 8 » قبر كندند ، شيخ را دفن كردند و صورت قبر بستند . درويشان از پى تابوت شيخ شدند بعد از هفت روز رسيدند . اما آن « 9 » دو درويش كه مستعد مرتبهء قطبيت شده بودند به نعش حضرت شيخ مع آمدند ، و در دفن حاضر بودند و موافقت كردند و بعد از رسيدن درويشان هفت « 10 » روز ديگر « 11 » آنجا بودند . شب هشتم حضرت شيخ به خواب همهء اين « 12 » درويشان درآمد و گفت : اى درويشان ! ديگر محل ايستادن نيست ، بازگرديد به وطن خود و هركه پرسد از من دعا گوييد و از براى من غريب از هركدام دوستان دعا گدايى كنيد ، و بگوييد به درويشان ما كه عبد الرحمن شهيد شد و غريق رحمت گشت . و ديگر عبد الوهاب را خليفهء خود دانيد و از سخن وى تجاوز نكنيد ، اگرچه استطاعت آن نداشته باشد ، زيراكه « 13 » حق پيرزادگى در ميان است . و آنچه از دست شمايان مىآيد از تربيت دريغ نداريد و من هم از تربيت او خالى نخواهم بود . و با وى بگوييد آن كند كه پدرش كرد ، و آن نوع باشد كه عبد الرحمن بود ، و اين نوع بيايد كه عبد الرحمن آمد « 14 » .
اما بعد ، « 15 » معلوم باشد كه حضرت شيخ قدس الله سره العزيز نود و هفت سال عمر يافت . و مريد بىعدد تربيت كرد . و خود تربيت از روح مقدس مطهر حضرت پيغامبر « 16 » آخر الزمان محمد مصطفى صلى الله عليه و سلم يافت . و بر قلب حضرت شعيب پيغامبر « 17 » بود ، صلوات الرحمن عليه . در تاريخ ششصد و هشت روز دوشنبه بر وجه سنت در مكه وفات كرد ، و در مدينه بر آن وجه كه مذكور شد « 18 » مدفون گشت . و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب .
هامش
( 1 ) - ب : - كه
( 2 ) - الف : انجام
( 3 ) - ب : تسليم كرد
( 4 ) - ب : + گوناگون
( 5 ) - ب : - و رفت
( 6 ) - ب : مكه
( 7 ) - ب : + اطلاع يافتند و
( 8 ) - ب ، ت : بالفور
( 9 ) - ب : - آن
( 10 ) - ب : - هفت
( 11 ) - ب : - ديگر
( 12 ) - الف : - اين
( 13 ) - ب : زيراك
( 14 ) - ب : بيامد
( 15 ) - ب : اما بعده
( 16 ) - ب : پيغمبر
( 17 ) - ب : پيغمبر
( 18 ) - ب : - شد