كالعدم « 1 » . شيخ حيران شد و گريان گشت . زنش گفت : اى شوهر ! گريه از براى چيست ؟ شيخ گفت : اى زن ! چون نگريم كه من مردى بودم آزاده و فقيرحال و دنيا را طلاق داده و آخرت را عقد بسته . اين چه بلاست كه بر گردن من بار و مسلط شده است ؟ كه فخر دنيا و عقبى « 2 » محمد مصطفى عليه الصلاة و السلام قبول نكرد و از بلاى وى بگريخت . اگر از وجه حلال است حسابش بايد داد ، و اگر از وجه حرام است عذابش بايد چشيد . من ، بندهء عاجزم چه ياراى حساب دارم ، و چه طاقت عذاب ! خرسند بودم به همان حالى « 3 » كه داشتم « 4 » . اين همه دشمن ظاهر « 5 » بر جان من چرا مىبايست ، چنان كه فرمود در كلام مجيد خود :
إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ
« 6 » . اگر كسى را يك دشمن است از وى چندين احتراز دارد واى بر حال كسى كه اين همه دشمن با وى همراه باشد ، حال او چگونه بود ؟ زنش گفت : اى شوهر ! چه غم خورى كه خداى تعالى از خزانهء غيب خود به تو عطا فرمود كه هيچكس را در وى حق نيست .
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » .
[ الحديد : 21 ] تو نطلبيدى كه از وى ترسى . غم مخور كه كار او آسانست . شيخ گفت : بگوى ! زنش گفت : اى شوهر آن كن كه خداى تعالى در كلام مجيد خود فرموده :
« وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً »
[ البقرة : 83 ] . ديگر على قدر حوصله به فقرا نفقه بده و بقعههاى خير بنا كن . درينجا ثواب بيشتر از آنست كه عبادت بدنى كنى « 7 » .
اين سخن زنش خوش آمد . همان روز مسجدى بنا كرد ( و ) پاره ( اى ) زر خود در وى « 8 » صرف كرد .
بعده پلى انداخت ، پارهء ديگر در آنجا به كار برد . و بعد از آن لنگرى بنياد « 9 » كرد و آش دادن « 10 » انگيز كرد .
هرچند خرج كرد و سعى نمود كه تمام شود ذره ( اى ) نقصان نشد ، بلكه « 11 » زياده شد و روز به روز مىافزود « 12 » .
روزى به خاطرش رسيد كه برطبق شيخان سابق خانقاهى بنا كند به خود گفت : اى يحيى ! « 13 » ازين نيت كه مىكنى نيت خير است ، « 14 » اما استحقاق و استعدادت نيست ، چگونه باشد ؟ باز گفت : اى يحيى « 15 » ! اگرچه مرا « 16 » استحقاق و قابليت آن نيست كه درويشى كنم ، باشد كه دولتمندى به سروقت من تشريف
هامش
( 1 ) - ب ، ت : كه هيچ نهايتى ندارد
( 2 ) - ت : عقبا
( 3 ) - ب : حال
( 4 ) - ب : - كه داشتم
( 5 ) - ب : ظاهرى
( 6 ) - در قرآن آمده :إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ[ التغابن : 15 ] ؛" إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ[ التغابن : 14 ]
( 7 ) - ب : - كنى
( 8 ) - ب : خود را بر وى
( 9 ) - ب : بنا كرد
( 10 ) - ب : و آتشدان
( 11 ) - ت : بلك
( 12 ) - ب : به روز افزود
( 13 ) - ب : نجى
( 14 ) - ب : خوبست
( 15 ) - ب : نجى
( 16 ) - ب : اگر مرا