حضرة المحبوب ، در سطوت سلطنت محبت كه قطب دائره توحيد است چه چيز باشد از آنچه ملائم و مرضى حضرت محبوب نيست كه مقهور و مرتفع نگردد و چه چيز ماند از خصال « 1 » حميده و اخلاق مرضيه كه حاصل نشود بعد از حصول محبت ؟ محب بينا « 2 » بر جميع دقايق مرادات حضرت محبوب مطلع شده ، خود را جز در مراضى و ملايمات حضرت محبوب صرف نمىكند : « 3 »
استاد تو عشق است چو آنجا برسى * او خود به زبان حال گويد كه چه كن « 4 »
رشحه : مىفرمودند كه حضرت امير المؤمنين على رضى اللّه عنه فرمودهاند « 5 » لو كشف « 6 » الغطاء ما ازددت يقينا معنى كه ملايم استعمال حرف لو است كه آن كلمهايست كه معنى وى امتناع ثانى است از براى امتناع اول هيچكس را بخاطر نيامده و آن آنست كه يقين هميشه در تزايد است زيرا كه كشف غطا هرگز ممكن نيست و اين پيش ارباب تحقيق مقرر شده است كه ذات من حيث هى « 7 » هرگز ظاهر نمىشود مگر از پرده صفات ، چون اين حقيقت هميشه در حجاب مكون و استتار باشد ، كشف غطا هرگز ممكن نباشد پس يقين لايزال در تزايد باشد ، اما آنچه در معانى بعضى « 8 » از كلمات اولياء مىگفتند هم در ضمن هشت رشحه ايراد مىيابد .
رشحه « 9 » : در معنى اين سخن كه اصحبوا مع الله فان لم تطيقوا فاصحبوا مع من يصحب مع الله ، مىفرمودند كه مراد به صحبت اينجا حضور و آگاهى است لازم صحبت است زيرا كه مصاحبين را لازم است به يكديگر حاضر و آگاه باشند ، چنين وارد شده
هامش
( 1 ) - چپ : خصائل
( 2 ) - مى : ( بر ) ندارد ، چپ : محب بنا بر جمع دقايق
( 3 ) - مج :
نمىكند شعر به چپ ؛ مى : نمىكند بيت
( 4 ) - مج : كه چه كس
( 5 ) - مج ؛ چپ : فرمودهاند كه
( 6 ) - چپ : لو كشف الغطا لما ازددت يقينا
( 7 ) - مج : ( هى ) ندارد
( 8 ) - مج :
بعض از
( 9 ) - اين رشحه در متن نسخه مج نيست و در حاشيه با خطى به دو نازيبا و پرغلط و جملههاى نادرست از جاى ديگر استنساخ كرده نوشتهاند كه اصلا قابل اصلاح نيست .