نفس شخصه 1 ) و الا كان 2 ) . . . و كان المحمول فيها 3 ) . . . انه نفس الموضوع 4 ) ، لا الحاكى عنه 5 ) ، فافهم فانه لا يخلو عن دقة 6 ) و على هذا ليس من باب 7 )
لفظيه دو جزء پيدا كرده ، خير بلكه هريك از قضيه لفظيه و ذهنيه از سه جزء تشكيل شدهاند منتهى موضوع در هر دو قضيه يك شئى است .
1 ) ضمير به زيد برمىگردد
2 ) يعنى اگر موضوع نفس لفظ زيد باشد
3 ) ضمير به قضيه برمىگردد
4 ) يعنى نفس زيد موضوع واقع شده است
5 ) ضمير به موضوع واقعى برمىگردد
6 ) يعنى اين چنين استعمالى متعارف نيست
7 ) در اين قسمت مىفرمايند كه به اطلاق لفظ و اراده شخص ، و اطلاق لفظ و اراده نوع يا صنف ، استعمال گفته نمىشود .
[ بيان اينكه اطلاق لفظ و اراده شخص ، موضوع و نوع و صنف از باب استعمال نيست ]
ابتدا بيان مىكنيم كه استعمال و اطلاق يعنى چه :
استعمال : فناى لفظ در معنى را استعمال گويند يعنى لفظى را در معناى به كار ببريم . حال اگر آن لفظ در موضوعله خود به كار رود اين استعمال حقيقى است و اگر در غير موضوعله خود با رعايت قرينه به كار رود اين استعمال مجازى است .
اطلاق : اطلاق يعنى آنچه كه موضوع حكم قرار گرفته است ، خالى از قيد و خصوصيات باشد و معناى وسيعتر از استعمال دارد .
اطلاق لفظ و اراده شخص از باب استعمال نيست چون زمانى استعمال صدق مىكند كه هم لفظ داشته باشيم و هم معنى ، در حالى كه در ما نحن فيه فقط لفظ داريم و