امام عسكرى ( عليه السلام ) را زندانى نمود ، و حتى به قتل آن گرامى تصميم گرفته بود ، اما اجل او را
مهلت نداد و خداى متعال او را هلاك ساخت . در خلافت مهتدى گروهى از علويان قيام
كردند و برخى از آنان به زندان افتادند و در همان زندان جان سپردند .
" احمد بن محمد " مى گويد : وقتى مهتدى به قتل موالى و غير عرب پرداخته بود به
امام عسكرى ( عليه السلام ) نوشتم : سپاس خداى را كه او را از ما منصرف ساخت ، به من خبر
رسيده بود كه او شما را تهديد كرده و گفته بود " سوگند به خدا ، آل محمد ( صلى الله عليه وآله ) را از روى
زمين برمىاندازم " ! !
امام در پاسخ به خط مبارك خود نوشتند : " چقدر كوتاه است عمر او ، پنج روز ديگر با ذلت
و خوارى ، كشته مىشود " . و همانطور شد كه امام فرمودند ، ( 1 ) و مهتدى نيز با شورش تركان
سپاهى ، به قتل رسيد و " معتمد " جانشين او شد . ( 2 )
6 . معتمد :
معتمد نيز چون ديگر اسلاف خود جز عياشى و ستمگرى كارى نداشت ، و در لهو و
لعب آن قدر افراط كرد كه به تدريج برادرش " موفق " بر امور سلطنت وى ، مسلط شد و
تمام امور را به دست گرفت به حدى كه معتمد عملا هيچ كاره و فقط اسما خليفه بود ، و
پس از درگذشت " موفق " پسرش " معتضد " بر امور عمويش معتمد ، استيلا يافت ، و
سرانجام در 279 هجرى معتمد از بين رفت ومعتضد رسما به جاى او خليفه شد . ( 3 )
در حكومت معتمد بود كه امام عسكرى ( عليه السلام ) به شهادت رسيد ، و گروهى از علويان نيز
كشته شدند ، و برخى از آنان را به فجيع ترين وضعى مى كشتند ، و حتى پس از كشتن
جسدشان را " مثله " ( 4 ) مى كردند . ( 5 )
برخى مورخين نوشته اند كه در حكومت معتمد ، جنگ و درگيرى بسيار بود تا آنجا
هامش
1 . ارشاد دمفيد ص 324 .
2 . تتمة المنتهى ص 254 - 258 .
3 . تتمة المنتهى 268 ، مروج الذهب ج 4 ، ص 142 - 140 .
4 . مثله كردن : اعضاى بدن مرده مانند دست و پا و گوش و بينى را بريدن و جدا كردن .
5 . مقاتل الطالبيين ص 690 - 685 .