مأمورم و معذور ؟ " .
امام در پاسخ آيه اى را تلاوت مى فرمايند : " و سيعلم الذين ظلاموا أى منقلب
ينقلبون " . ( 1 )
" به زودى ستمگران به سزاى اعمال خود خواهند رسيد و معلوم نيست كه در كدام
وادى از واديهاى دوزخ ، سرگردان خواهند بود ؟ " .
اينك متن نامه ى دعوت متوكل :
" بنام خدا ، پس از حمد و ثناى الهى ، امير المؤمنين خوب شما را مى شناسد و شخصيت و
بزرگوارى و نسب و قرابت شما را با رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) رعايت مىكند ، و تنها هدف او جلب
رضايت و خوشنودى خداوند عالم وشما است .
اينك دستور دادند كه مطابق درخواست شما ، فرماندار و فرمانده جنگ و امام جمعهء شهر
عبد الله بن محمد را كه مرتكب خلاف و اهانت در مورد شما گرديده است از شغل خود ،
منفصل و به جاى او محمد بن فضل منصوب گردد . او دستور تام دارد كه در تعظيم و و تكريم
و فرمانبردارى از اوامر شما ساعى و كوشا باشد و بدان وسيله به خدا و رسول و
أمير المؤمنين ( 2 ) تقرب جويد . ما مشتاق زيارت شما هستيم تا تجديد عهدى صورت گيرد .
اگر اين دعوت ما مورد پذيرش و علاقهء شما مى باشد مىتوانيد با همگى اهل و عيال و
دوستان و علاقه مندان خود ، حركت كنيد و هر كجا خواستيد رحل اقامت افكنيد ، و خودتان
برنامهء سفر خود را در اختيار داشته باشيد و اگر خواسته باشيد كه خدمتگزار ما " يحيى بن
هرثمه " و افراد زيردست او هم ، با شما و در ملازمت ركاب شما ، باشند و در مسير راه به
خدمتگزارى شما مفتخر گردند مانعى نيست ، چون احترام شما محفوظ وشما از
محبوب ترين و نزديكترين افراد ، پيش ما هستيد " . السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
اين نامه كه به تاريخ 242 هجرى است كه با انشاء كاتب خليفه ، ابراهيم فرزند عباس
به رشته ى تحرير درآمده است در ظاهر امر حاكى از ادب و احترام خليفه نسبت به امام
هامش
1 . الشعرا 227 .
2 . در اينجا منظور از امير المؤمنين متوكل است ، آن هم چه امير المؤمنينى ! !