رفت آن تاجها ؟ كجا رفت آن شكوه و جلال و شوكتها و طمطراقها ؟ " ( 1 )
4 . " آرى ، كجا رفت ؟ آن چهره هاى نازپرورده كه هميشه به ناز و نعمت در پس پرده هاى
رنگارنگ ، خود را از ديگران ممتاز مىساختند و چهرههاى خويشتن را از ديگران ، پنهان
مىداشتند " . ( 2 )
5 . " آخر الأمر ، قبر ، آنان را رسوا ساخت ، و آن چهره هاى متنعم و شاداب ، جولانگاه
كرمهاى زمين شدند كه بر چهره و روى آنها به حركت در مىآيند " . ( 3 )
6 . " آنان مدت درازى دنيا را خوردند ، و به كام خود كشيدند ولى امروز همانها كه خورندهء
همهء چيزها بودند ، خود ، خوراك و غذاى زمين و كرمها و حشرات آن شدند ! " ( 4 )
7 . " چه عمرهاى طولانى را در راه آبادانى منازل ، صرف كردند ؟ كه آنان را از گزند حوادث
مصون دارند ولى با شنيدن بانگ كوچ ، آن عمارتها و اهل و عيال و زندگى را ترك
گفتند " . ( 5 )
8 . " چه بسيار ، اموال و ذخائر و اندوختهها كه از خود به جا گذاشتند و با رسيدن اجل ، آنها
را به دست دشمنان و بدخواهان خود سپرده و كوچيدند " . ( 6 )
9 . " منازل و قصرهاى آباد آنان ، با گذشت زمان ، به تلهاى خاك ، تبديل يافت و
سرنشينان آنها از منازل آباد ، به گودالها و حفرههاى قبور منتقل گرديدند " . ( 7 ) و ( 8 )
اشك تمساح
صداى امام ( عليه السلام ) با آن جذبه معنوى و ملكوتى ، تا اعماق روح اهل بزم و شراب نفوذ كرد به
هامش
1 . ناداهم صارخ ، من بعد ما قبروا * اين الأسرة والتيجان ، والحلل ؟
2 . اين الوجوه التى كانت منعمة * من دونها ، تضرب الأستار والكلل ؟
3 . فأفصح القبرعنهم ، حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدود ينتقل
4 . قد طالما أكلوا دهرا ، و ما شربوا * فأصبحوا بعد طول الأكل ، قدأكلوا
5 . وطالما عمروادورا لتحصنهم * فقارقوا الدور والأهلين وأنتقلوا
6 . وطالما كنز والأموال وأدخروا * فخلفوها على الأعداء وارتحلوا
7 . أضحت منازلهم ، قفرا معطلة * وساكنوها الى الأجداث قد رحلوا
8 . اين اشعار از جلد 4 مروج الذهب مسعودى ص 94 ، طبع مصر 1385 نقل گرديد .