مناسب ، ايشان را احضار يا دستور تفتيش خانه و منزلش را داد كه در يكى از آن
تفتيش هاى بى جا ، هنگامى كه مأمور تجسس ، از گردش بى هدف خود ، نتيجه نمى گيرد
از امام ( عليه السلام ) پوزش مىطلبد و منطق مأموران ناحق را تكرار مىكند و مىگويد : بسيار
معذرت مىخواهم كه بدون اجازه وارد منزل شما شده و باعث اذيت شما ، گرديدم ولى
چه كنم من مأمورم و معذور !
امام منطق او را تصديق نكرد ، بلكه آيه اى را بر زبان جارى ساخت كه وظيفهء چنين
مأموريت نامعذور را روشن مىسازد و چنين تلاوت فرمودند : " و سيعلم الذين ظلموا أى
منقلب ينقلبون " . ( 1 )
يعنى : ستمگران هر چه زودتر به سزاى اعمال و كردارهاى خود ، خواهند رسيد و معلوم
نيست كه در كدام وادى از واديهاى دوزخ ، سرگردان و حيران خواهند بود .
هرثمه گزارش مىدهد
" يحيى فرزند هرثمه " كه مأمور جلب امام از حجاز بود در ضمن شرح وقايع سفر خود
چنين گزارش مىدهد : " روزى كه متوكل به من مأموريت داد تا وسايل جلب و دعوت
امام هادى را از مدينه به سامراء فراهم سازم ، و عامل اين تصميم ناگهانى بر اساس
گزارشها و اخبار گوناگونى بود كه مرتب به گوش متوكل مىرسيد ، من نخست در مدينه
به سراغ خانه امام هادى ( عليه السلام ) رفتم . هنگامى كه وارد منزل گشتم و خاندان امام ، از جريان
آگاهى يافتند ، اضطراب و ناراحتى فوق العاده در خاندان امام پديدار گشت به حدى كه تا
آن روز با چنين اضطراب و ناراحتى و سر و صدا رو به رو نگشته بودم ، شروع به آرام
ساختن آنان كردم و سوگند ياد كردم كه نظر سوء و جسارتى دربارهء شخص امام ندارم ،
سپس مشغول تفتيش و جستجوى منزل گرديدم در اطاق نشيمن امام ، جز قرآن و
كتاب دعا ، چيز ديگرى پيدا نكردم امام را از منزل ، بيرون آوردند و خدمتگزارى او را ، تا
محل اقامت خليفه ، خودم به عهده گرفتم .
هامش
1 . الشعراء ، آيه 227 .