22 . فضل بن شذان نيشابورى ( م 260 ه . ق ) .
اينان هر كدام به گونه اى مورد تعقيب بودند ، فضل بن شاذان از نيشابور بيرون كردند ،
عبد الله بن طاهر با او چنين رفتار نمود ، سپس كتابهاى او را تفتيش كرد ، چون مطالب آن
كتابها درباره خداشناسى و توحيد بود ، به او گزارش دادند ولى قانع نشد و گفت : مى خواهم
عقيدهء سياسى او را نيز بدانم . ( 1 )
ابوتمام شاعر نيز از اين امر بى بهره نبود . اميرانى كه خود اهل شعر و ادب بودند ، حاضر
نبودند ، شعر او را بشنوند و مانند ديگر شاعران مورد تشويق و تقدير قرار دهند . ابن ابى
عمير اين عالم ثقه و بزرگ كه مراسيل او را همانند مسانيد دانسته اند سالها در زندان بود ،
تازيانه ها زدند تا اسامى هم مكتبان خود را بگويد و نگفت .
امام جواد ( عليه السلام ) و مهدى موعود ( صلى الله عليه وآله و سلم )
رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) و فاطمهء زهرا ( س ) و تمام پيشوايان معصوم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) همه از آمدن
مهدى موعود ( عجل الله تعالى فرجه الشريف ) خبر داده اند ، مرحوم صدوق در كتاب " كمال
الدين و تمام النعمة " اخبار آنها را در ابواب بيست و چهار تا سى و هشت نقل كرده است و
مرحوم مجلسى نيز آنها را در بحار الانوار : ج 51 ، ص 65 تا 162 نقل مىكند ، در اينجا به
مناسبت زندگى حضرت جواد الائمة ( عليه السلام ) آنچه از آن بزرگوار دربار حضرت مهدى ( عليه السلام )
رسيده است نقل مى كنيم .
1 . عبد العظيم حسنى ( 2 ) گويد : به خدمت مولايم محمد بن على بن موسى ( عليه السلام ) . . . رسيدم
و مى خواستم در ارتباط با امام قائم ( عليه السلام ) از وى سؤال كنم . آيا او مهدى است يا غير از آن ؟
آن حضرت پيش از من فرمودند : قائم از ما همان مهدى ( عج ) است كه واجب است در
زمان غيبت ، انتظار او را بكشند و در وقت ظهور از او اطاعت كنند ، او فرزند سوم من است
به خدايى كه محمد ( صلى الله عليه وآله ) را به نبوت برانگيخته و ما را به امامت مخصوص فرموده است :
هامش
1 . منتهى الأمال باب يازدهم ، فصل هفتم .
2 . او همان سيد جليل القدر مدفون شهر رى ، عبد العظيم بن عبد الله بن على بن الحسين بن
زيدبن الحسن بن على بن أبى طالب ( ع ) است .