تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1529

مساهمون:

ص١٥٢٩
آخرت است كه دار قرار وسكون و آرامش مى باشد " . ( 1 ) 3 . نامه به ابن مهزيار اهوازى : امام ( عليه السلام ) در اين نامه او را مورد تشويق قرار داده است و از اينكه او در دوستى اهل بيت ( عليه السلام ) ، امتحان خوبى داده است ، ستوده است كه در بخش پيش گذشت .

معتصم و شرائط عصر او

دو سال آخر زندگانى امام جواد ( عليه السلام ) قابل تأمل و دقت بيشتر است . وقتى معتصم به خلافت رسيد و از مردم بيعت گرفت ، مرتب پى امام مى گشت و به دنبال كسب اطلاعات دقيق از كار و فعاليت آن حضرت بود . او مى دانست كه با وجود بيعت مردم و تسليم اكثريت خاموش ، علويان و در رأس آنها امام محمد تقى ( عليه السلام ) با او بيعت نخواهند كرد و از حكومت وى ، به عنوان يك سلطهء مشروع و قانونى ، تعبيت نخواهند نمود . اين جاى بسى شگفتى وتأمل است كه دشمنان پيشوايان معصوم ( عليه السلام ) آنان را بيش از برخى پيروان مى شناختند و از خط مكتبى و سياسى امامان آگاهى كامل داشتند . از اين جهت ، حداكثر فشار و تضييق و محدوديت را در موردشان به كار مى بستند . معتصم ، گرچه به اريكهء قدرت نشست ، ولى از سوى امام جواد ( عليه السلام ) ، اين علوى عالم و وارسته ، كه آوازهء شهرت و محبوبيتش همه جا را فرا گرفته بود ، نگران و نامطمئن بود ووجود اين شخصيت برجستهء بنى هاشم و تلاشهاى آزادانه اش براى او نقطهء خطرى به حساب مى آمد . مناسب ترين نقشه را ، جلب و احضار امام به پايتخت ( بغداد ) مى دانست تا دقيقا زير نظر خود باشد ، و فعاليتها و رفت و آمدهايش را تحت كنترل درآورد . در عين حال ، يك دم از انديشهء نابود كردن امام ( عليه السلام ) ، فارغ نبود و براى آن نقشه مى كشيد . در همين رابطه ، معتصم نامه اى به " عبد الملك زيات " نوشت و دستور داد كه امام جواد ( عليه السلام ) و همسرش ام الفضل ، را كه برادرزاده اش بود از مدينه به بغداد اعزام بدارد و چنين نيز شد . ( 2 )
هامش
1 . معادن الحكمه ج 2 ، ص 200 به نقل از مجموعهء ورآم ج 1 ، ص 17 ، كشى ص 559 ، بحار الانوار ج 78 ، ص 359 . 2 . مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ، ص 384 .