3 - هم وى گفته كه 18 : دلها اوعيه و ظروف است 19 . و هر وعا و ظرف شايسته بود نوعى 20 را از برداشتگان ، اما دلهاى دوستان او پيرايههاى معرفت است و دلهاى عارفان پيرايههاى محبتاند 21 و دلهاى محبان پيرايهها و آوندهاى شوقاند 22 ، و قلوب مشتاقان اوعيهى انساند ، و هر حال ازين احوال را آداب است ، هركه آن 23 ادبها به كار ندارد در وقتها ، هلاك بشود از آنجا كه نجات بيوسد 24 .
شيخ الاسلام گفت كه :
كنيت ابو الاديان ، ابو الحسن است نام على ، ابو الاديان كنيت كردند 25 كه در همه كيشها مناظره كردى و ايشان را بشكستيد 26 . حكايت مناظره كردن وى با جهود 27 و در آتش شدن و آتش به پاى همه خاكستر كردن ، القصه 28 .
1 - شيخ الاسلام گفت : هرگه وى به حج خواستى رفت 29 ، از خانه خود لبيك زدى و از آنجا فرا احرام گرفتى 30 .
2 - وقتى از حج بازآمد و زود لبيك بزد . وى را گفتند : سردى مكن ، اكنون بازآمدى ، مى 31 لبيك زنى . گفت : اين بار لبيك نه حج را مىزنم ، لبيك او را مىزنم . سر يك هفته را برفت از دنيا 32 ، رحمه اللّه .
3 - گويند : ابو الاديان بصرى است ، در ايام 33 جنيد بوده و با بو سعيد 34 خراز صحبت داشته 35 ، عالم بوده 36 و صاحب لسان .
و من طبقة الرابعة ايضا 37
ابو جعفر محمد 38
بن على النسوى ، معروف به محمد عليان نسائى 39 .
1 - از مهينان مشايخ نسا بوده ، از اجلهى اصحاب بو عثمان 40 حيرى .
محفوظ گويد كه : وى امام اهل معارف است 41 .
2 - و وى از نسا بيامدى قاصد به بو عثمان ، به نشابور 42 ، به پرسيدن مسايلى را ازو . در راه نان و آب نخوردى 43 تا كه به وى آمدى 44 . وى را بديدى و آنچه