پيشگفتار
ديگر كمتر كسى مىتواند در برابر اين حقيقت آشكار وواقعيت استوار بايستد كه تمّدن اسلام حلقهاى اساسى از زنجيرهء تمدّن بشرى است وانتقال علوم وفلسفه از مصر وهند وبابل ، از راه يونان وروم شرقي ، به غرب ( شمال اروپا وسپس أمريكا ) تنها از قلمرو شرقي اسلام واسپانياى مسلمان ( اندلس ) ممكن گشته است ؛ واين ، كمترين سهم ونقشى است كه تاكنون در اين حادثهء مهمّ وجالب از تاريخ جهان به مسلمانان دادهاند امّا از ديدگاه مسلمانان وبسيارى از محقّقان واقعبين ، حقيقت جز اين است : اينان برپايهء اسناد ومدارك ومخطوطات موجود در كتابخانهها واشيا وآثار متعلّق به تمدّن اسلامى كه به آسانى مىتوان در گوشه وكنار عالم بدانها دست يافت ، از سهم بزرگ مسلمانان ونقش چشمگير تمدّن اسلام در پيشبرد همهء حوزههاى فكرى ، علمي وهنرى - چون رياضيّات ، نجوم ، پزشكى ، فلسفه ، تصوّف وعرفان ، أدبيات ، موسيقى ، معماري - سخن مىگويند . از همين روى ، شناخت درست تمدّن اسلام وتعيين جايگاه وميزان سهم آن در علم وتمدّن جهان موقوف به تدوين دقيق « تاريخ جامع علم وتمدّن در اسلام » است كه به رغم آثار بسيارى كه در اين زمينه به زبانهاى مختلف وبه كوشش وقلم مسلمانان وجز آنان فرآهم آمده ، بىترديد مىتوان گفت كه هنوز در آغاز راهيم ، زيرا تدوين چنين اثرى بدون مطالعه وبررسى اسناد مكتوب وآثار بر جاى مانده ، منطقي وممكن نيست وبا نگاهى گذرا بر كتبي نظير تاريخ أدبيات عرب كارل بروكلمان ، تاريخ التراث العربي فؤاد