تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1384

مساهمون:

ص١٣٨٤
در مشهد شاه دين ، كه اين رود آمد ( 1 ) * ناصاف مدان كه رو به مقصود آمد خاكيست كه از بهر طواف حرمش * زين راه به شهر ، گريه آلود آمد ميرزا رفيع منشى اى دل چو رسيدى به درش جان بسپار * وى جان ز دل خويش توهم دست بدار رفتار ز سر گير تو اى پابرهش * وى سر تو به سجدهء درش پا به فشار دولتيار سلطان آنم كه بدرگاه تو آيم نالان * مملو از درد دل پر از شكوه زبان بيرون ز درون آمده ام شب چون شمع * بريان ، گريان ، زپاى تا سر عريان دولتيار خان در وقت آمدن از درون به مشهد مقدس گفته اى در جسد ملك خراسان شده جان * جسم تو درست معنى جان جهان گرد سر شمع روضه ات شام وسحر * پروانهء خورشيد بود سرگردان آقا سيفاى بروجردى قاطع زين بد نبرى كه مشهد از اهل گناه * پيوسته لبالبست ، سبحان الله مهرى چو تو هر ( بقيه پاك شده است ) * آورد بدين در از بد خويش پناه مير سيد على مهرى

فصل چهاردهم : در باب گنبد طلا و صحن مقدس

دانى زچه شد قبهء سلطان رضا * پوشيده بدست قدرت حق ز طلا زانرو كه چو بدر از ره عز وعلا * هر روز كند مهر از و كسب ضيا محمد امين خان بيات گفتم به يكى عارف پاكيزه سرشت * اين روضه نكوترست يا آنكه بهشت فرمود كه فردوس برين مى گويد * ميبودم كاش فرش صحنش را خشت ملاخواجه على پيشنماز نعيم
هامش
1 . اشاره به نهرى است كه از وسط صحن امام رضا ( ع ) جريان داشت و اكنون سرپوشيده است ، افراد معمر به خاطر دارند .