تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده نور پاك ( فارسي ) — صفحة 1167

مساهمون:

ص١١٦٧
شيبانى را كه يكى از روحانى نمايان دربار هارون و قاضى القضاة او بود چنين نقل مىكند : او به عنوان اظهار فضل وكشف عقيده ى امامت از پيشواى عاليقدر ما مى پرسد : سخت در اين مسألة گيج وپريشان شده ام آيا شخص در حال احرام مىتواند روى محل خود سايه بان برافرازد ؟ امام فرمود : در حال اختيار ، نه . قاضى مكث كرد وسپس گفت : اگر همين مسلمان احرام بسته از محمل پياده شود و در حاشيه كوچه از زير سايه ى ديوار بگذرد در اين هنگام چطور ؟ امام فرمود : جائز است و مىتواند . او غش غش خنديد امام بى آن كه از خندهء پر سر و صداى او كه براى متوجه ساختن هارون بود خود را ببازد ، گفت : به چه مى خنديد ؟ به احكام دين ؟ به روش وسنت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ؟ مگر روش پيامبر اسلام را مطالعه نكرده اى روشى كه به حد تواتر واتقان رسيده است كه پيامبر اسلام ( صلى الله عليه وآله ) در احرام سايبان از سرش برداشته بود اما خود از زير سايه ها عبور مى كرد . بدان ! احكام خدا قياس بردار نيست و اين روش درست نيست كه شما فتواى خود را بر مبناى قياس بگذاريد . يعنى فكر كنيد كه چون افراشتن سايبان براى محرم در محمل جايز نيست به همين قياس عبور از پاى سايه ها نيز ممنوع است . آنان كه احكام خود را بر بنياد قياس پايه ريزى مى كنند به بيراهه مى روند . قاضى : لب فرو بست و هارون به حيرت افتاد . ( 1 ) هارون در مكتب درسى امام ( عليه السلام ) در يكى از روزهايى كه امام در بغداد به سر مى برد هارون خواست كه با امام در موضوعاتى بحث كند او را احضار نمود وسخن خود را چنين آغاز نمود : آيا اين جريان صورت پذير است كه بر امت اسلام دو خليفه حكومت كند وخراج وماليات به دو مركز تحويل شود ؟ امام فرمود : پناه بر خدا ! شما به ياوه گويى دشمنان گوش فرا ندهيد تو مى دانى از آن روزى
هامش
1 . ارشاد مفيد ، ص 179 .